حق فسخ معاملات

امروزه به علت گستردگی روابط بین مردم، معاملات به طور گسترده ترمطرح می شود و همچنین به تبع آن مشکلات و مسائلی رخ می دهد که برای حل این مسائل بهتر است به وکیل متخصص در این حوزه مراجعه فرمایید.

وکیل فسخ

حق فسخ معاملات: فسخ درلغت به معنای باطل کردن و نقض کردن است.

حق فسخ در اصطلاح حقوقی عبارت است از اینکه هریک از طرفین توانایی فسخ و باطل کردن ارادی قرارداد رادارند و این نوعی ایقاع است (یعنی فردی به طورمستقل میتواند حق فسخ خود را اعمال کند بدون اینکه نیازی به رضایت طرف مقابل داشته باشد،به این عمل ایقاع گفته می شود.)

انواع فسخ:

طبق ماده 396 قانون مدنی مواردی را بیان می کند که طبق آن هریک از طرفین می توانند قرارداد منعقد شده را فسخ کنند.
منظور از خیاردر قانون مدنی یعنی اختیار فسخ معامله ، یعنی حق فسخ عقدی که لازم است.

این خیارات عبارتند از:

  1.  خیارمجلس
  2. خیارحیوان
  3. خیارشرط
  4. خیارتاخیر ثمن
  5. خیار رویت وتخلف وصف
  6. خیارغبن
  7. خیارعیب
  8. خیار تدلیس
  9. خیارتبعض صفقه
  10. خیارتخلف شرط

 

حق فسخ معاملات

خیارمجلس:

منظور از این ماده این است که تا زمانی که خریدار و فروشنده درمحلی که معامله صورت گرفته است ازهم جدا نشده باشند و در محل معامله حضور داشته باشند می توانند معامله را فسخ کنند.

خیار حیوان:

وقتی موضوع مورد معامله حیوان باشد از موعد عقد قرارداد خریدار تا 3 روز  مهلت فسخ قرارداد را داراست.

خیارشرط:

خیار شرط یا همان اختیار فسخ معامله، که در قرار داد ذکر می شود و یکی از طرفین قرارداد یا هردو آنها اختیار فسخ کردن قرارداد را دارند. نکته حائز اهمیت اینجا این است که مدتی را که حق فسخ دارند باید مشخص کنند. لازم به ذکر است در این نوع معامله طرفین حق فسخ معامله را می توانند به نفر دیگری نیز بدهند. در صورتی که در برای خیارشرط مدت معین نشده باشد هم شرط و هم معامله باطل است.

خیار تاخیر ثمن:

هرگاه خریدار مبلغ توافق شده را به فروشنده ندهد و فروشنده نیز مال مورد معامله را تحویل ندهد و از موعد عقد قرارداد 3 روز گذشته باشد ، فروشنده می تواند معامله را فسخ کند. (البته این در وضعیتی است که تاخیر پرداخت وجه و پرداخت مال مورد قرارداد شرط نشده باشد)

خیار رویت و تخلف وصف:

اگر فروشنده خصوصیات معینی را که مشتری ندیده است به خریدار بگوید  سپس مشخص شود این گونه نبوده است مشتری حق فسخ قرارداد را دارد. همچنین اگرفروشنده مال مورد معامله را ندیده باشد ولی خریدار آن را دیده باشد و مال خلاف چیزی باشد که مشتری ذکر کرده است فقط فروشنده حق برهم زند معامله را داراست.
اعمال خیار رویت نسبت به فردی خواهد بود که مال را ندیده باشد و به اعتبار چیزی ک شنیده است وارد معامله شده باشد.

خیار غبن:

این نوع حق فسخ معامله در جامعه رایج است. در اکثر مواقع طرفین معامله در زمان انعقاد قرارداد ازقیمت های واقعی اطلاع ندارند و قرارداد شکل میگیرد و یکی از طرفین در هنگام معامله غبن فاحش داشته باشد حق دارد قرارداد را برهم زند و به غبنی فاحش می گویند که از نظر عرف قابل مسامحه و گذشت نباشد.

معنای غبن و مغبون:

اکثر اوقات ممکن است طرفین معامله با توجه به نوسان قیمت ها از قیمت واقعی اگاهی کامل ندارند در حالت ممکن است یکی ارزان تر بفروشد یا دیگری گران تر از قیمت واقعی بخرد در این صورت می گوییم آن طرف مغبون شده است.

خیار عیب:

در این مورد اگر مال موضوع قرارداد دارای عیب و مشکلی بوده باشد و خریدار از آن اطلاعی نداشته باشد ، خریدار هم میتواند قرارداد را فسخ کند و هم می تواند تفاوت قیمت مالی که عیب دارد را از فروشنده درخواست کند.

خیار تدلیس:

تدلیس یعنی کاری یا رفتاری انجام شود که باعث فریب دیگری شود.
اگر فروشنده خریدار را فریب دهد و به عبارتی تدلیس کند خریدار می تواند معامله را فسخ کند و در مواردی نیزخریدار به جای پول مال معین را به فروشنده می دهد که در این صورت اگر خریدار در آن مال تدلیس کند و اقدام به فریب کاری کند فروشنده هم حق فسخ خواهد داشت.

وکیل حق فسخ معامله

خیار تبعض صفقه:

صفقه : به معنای عقد، معامله و معنای دیگر آن کالا است
تبعض: یعنی بعض بعض شدن، تکه تکه شدن
تبعض صفقه: یعنی عقد دو قسمت می شود و یک قسمت عقد منتفی می شود
خیار تبعض صفقه زمانی حاصل می شود که قسمتی از قرارداد به جهاتی از جهات باطل می شود در این صورت خریدار حق خواهد داشت معامله را فسخ کند یا به نسبت قسمتی که معامله واقع شده است قبول کند و نسبت به قسمت دیگری که باطل شده است مبلغ داده شده را درخواست کند.

خیار تخلف در شرط:

در مواقعی علاوه بر اصل معامله شرطی آورده می شود در صورتی که یکی از طرفین از از شرایط ضمن قرارداد تخطی کند دیگر حق فسخ معامله را نخواهد داشت.

مبنای فسخ معاملات:

  1. مبنای فسخ بردو گونه استواراست:
    فسخ مبتنی برحقی است که به واسطه توافق طرفین به وجود آمده است.

فسخ مبتنی بر حکم مستقیم قانون ایجاد شده است.
حکم مستقیم قانون:
از انجایی که در قانون برای همه مشکلات راه حلی ارائه شده است، برای این منظوروهمچنین جلوگیری از ضرراحتمالی ازقرارداد برای هرکدام از طرفین تصمیماتی اتخاذ شده است .

توافق طرفین :

طرفین می توانند ضمن عقد یا خارج از آن برای هریک از طرفین یا هردو حق فسخ قرار می دهند.به طور مثال شخصی شی ء را خریداری میکند و درآن قرارداد شرط می شود هریک از طرفین می توانند به مدت یک ماه قرارداد را فسخ کنند.

شرایط فسخ معاملات:

  • قصد؛ فسخ کننده باید انحلال قرارداد را ارده کند.
  • رضا؛ فسخ کننده باید راضی به فسخ معامله باشد. اگر با اکراه فسخ کند این فسخ اقابل قبول نیست .
  • اهلیت؛ کسی که می خواهد عمل حفوفی را فسخ کند، باید اهلیت این کار را داشته باشد و از نظر عقل و سن مشکلی نداشته باشد.

وکیل فسخ معاملات:

گروه وکلای عدل گو با کادری مجرب متشکل از وکلای با تجربه ، متخصص و آگاه به تمام قوانین اصلاح شده آماده پاسخگویی و مشاوره 24 ساعته به شما عزیزان می باشند. شما می توانید برای پیگیری هرچه بهتر و سریعتر پرونده خود به گروه با تجربه عدل گو مراجعه فرمایید.

برای رسیدگی به دعاوی معاملات خود با وکلای متخصص و باتجربه عدل گو در ارتباط باشید.

 

مال مشاع چیست؟

هرگاه چند نفر به صورت مشترک مالک مالی باشند و سهم هر یک در آن مال تعیین نشده باشد از ان مال با عنوان مال مشاع نام برده می شود .

نکته: میزان سهم مالکان مال مشاع ممکن است یکسان یا متفاوت باشد. در صورتی که سهم یکی از مالکان مال مشاع دو دانگ و دیگری چهار دانگ باشد به هر حال هر دو نفر در تمام قسمت‌های ملک سهم دارند.

منظور از افراز ملک مشاع چیست؟

افراز در لغت به معنای جدا کردن و تفکیک چیزی از چیز دیگری است. و منظور از افراز ملک مشاع جدا کردن سهم شرکای ملک است.شرکا می توانند با توافق بین خود سهام را تفکیک کند اما در صورتی که به توافق نرسند متقاضی تفکیک می تواند به اجبار شرکای دیگر را وادار به تقسیم کند. بنابر این هر کدام از شرکا می توانند هر زمان که بخواهند تقاضای تفکیک سهم کنند مگر این که به موجب قانون تقسیم آن ممکن نباشد.

مال مشاع

 

تقسیم ملک مشاع به 3 صورت است :

  1. تقسیم به افراز
  2. تقسیم به تعدیل
  3. تقسیم به رد

تقسیم به افراز:

افراز به معنی جدا کردن سهم مالکان از ملک مشترک است که این امر یا از طریق توافق بین شرکا یا از طریق دادگاه و به اجبار انجام می شود.

بنابراین در تقسیم افراز
_ از مال مشاع به هر شریک معادل سهم خودش می رسد.
_در تقسیم افراز نیازی به قیمت‌گذاری مال مشاع نیست.

تقسیم به تعدیل:

در صورتی که زمین یا ملک مشاعی از جهت اجزاء ارزش یکسان نداشته باشد تقسیم به تعدیل صورت می گیرد و در این تقسیم مبنا مساحت زمین نیست و ارزش زمین نقش مهمی دارد.
مثلاً در نظر بگیرید بخشی از یک قطعه زمین در جوار اتوبان قرار داردبه همین جهت این قسمت از ارزش بیشتری برخوردار است و در تقسیم این ملک کارشناس بخش های ارزان را از نظر مساحت و سیع تر در نظر می‌گیرد تا قسمتهای با ارزش برابر شوند.

بنابراین در تقسیم به تعدیل:

  •  به هر یک از شرکا سهم یکسانی از نظر مساحت تعلق نمیگیرد
  • همه شرکا از مال مشترک سهم میبرند.
  • مقدمه تقسیم به تعدیل قیمت گذاری مال مشاع است.

تقسیم به رد:

همیشه تقسیم بندی از نظر مساحت تعادل و توازن ایجاد نمی کند و گاهی اوقات باید وجهی به برخی از سهام ها اضافه شود تا تعادل برقرار شود.

بنابراین در تقسیم به رد :

  1. ممکن است برخی از شرکا از مال مشترک سهمی نبرند .
  2. ممکن است برخی از شرکا معادل سهم خود را از مال مشترک سهم نبرند.
  3. مقدمه تقسیم به رد ارزیابی مال مشاع است.

نکته:
در صورت تقسیم به افراز ، تقسیم به تعدیل انجام نمی‌شود و در صورت تقسیم به تعدیل ، تقسیم به رد انجام نمی شود و در صورتی که هیچ یک از راه حل ها منجر به تفکیک نشود و تنها کاری که باید کرد فروش مال مشاع از طریق مرجع ذیصلاح است.

مال مشاعی

مالی یا غیر مالی بودن دعاوی مربوط به مال مشاع

همه دعاوی ذیل در صورتی که مورد اختلاف باشند و دعاوی مالی مربوط به ملک مشاعی محسوب می شوند.

  1. فروش ملک مشاعی
  2. تقسیم ملک مشاعی
  3. افراز ملک مشاعی
  4. الزام به فروش ملک مشاعی
  5. باطل کردن صورت جلسه افراز
  6. بطلان تقسیم

دعاوی غیرمالی مربوط به ملک مشاعی:

هرگاه تمامی دعاوی فوق مورد اختلاف نباشند غیرمالی محسوب می شوند.

هزینه دادرسی دعوای ملک مشاع:

هزینه دادرسی در دعاوی مالی بر اساس ارزش و بهای آن مشخص می شود اما در دعاوی غیر مالی طبق تعرفه مقرر محاسبه می شود.

نکته : هر یک از مالکان ملک مشاع بدون اجازه و رضایت مالکان دیگر می توانند اقدام به فروش یا اجاره سهم خود کنند.

مراجع صالح تقسیم ملک مشاع :

اگر ملک مشاع در دفتر اسناد رسمی ثبت نشده باشد مرجع صالح برای رسیدگی به تقسیم آن محل استقرار ملک است اما در صورتی که ملک در دفتر اسناد رسمی ثبت شده باشد درخواست تقسیم از اداره ثبت محلی که ملک در آن واقع شده انجام می شود.

 

پرسش و پاسخ:

پرسش ۱ : اموال مشاع پس از افراز و تقسیم در مرحله اجرا چه حالتی می یابد ؟ اگر دادگاه حکم افراز و تقسیم مال مشاع صادر کند و یک یا چند نفر از متصرفان و مالکان مشاع عملاً در مرحله اجرا به حکم صادره تمکین کند آیا میشود قهر حکم حکم را اجرا کرد ؟

نظر کمیسیون نشست قضایی

نظریه مقررات ماده ۴ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ و با توجه به اینکه حکم افراز جنبه علمی دارد اجرای حکم افراز صدور سند مالکیت نیافروزی ،با اداره ثبت اسناد و املاک است بدیهی از مالک با در دست داشتن سند مالکیت نیافروزی می تواند دعوای خلع ید علیه متصرف اقامه کند و به وسیله مقررات اجرای احکام مدنی از وی خلع ید کند.

پرسش ۲: آیا توقیف مال مشاع به استناد ماده ۱۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی قانونی است یا خیر؟

 

توقیف مال مشابه استناد ماده ۱۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی منع قانونی ندارد زیرا عمومیت عین معین شامل مفروز و مشاع هر دو است.

پرسش ۳ : آیا در ملک مشاع خلع ید معنا و مفهوم دارد یا ملک بدوا باید افراز گردد و بعداً خلع یدصورت گیرد؟

صدور حکم خلع ید از ملک مشاعی به نسبت سهم مدعی با منع قانونی مواجه نیست،اما این را هم باید در نظر گرفت که طبق مواد ۵۸۱ و ۵۸۲ قانون مدنی که مرقوم می دارد: « تصرفات هر یک از شرکا در صورتی که خارج از حدود اذن باشد فضولی بوده و تابع مقررات معاملات فضولی خواهد بود. » چون در مسئله مطرح شده با صدور حکم خلع ید متصرف نمی‌تواند آن را بدون اذن شریک یا شرکا به تصرف خواهان دعوا دهد،ماده ۴۳ قانون اجرای احکام مدنی مقرر داشته در مواردی که حکم خلع ید علیه متصرف ملک مشاع به نفع مالک بخشی از ملک مشاع صادر شده باشد،از تمام ملک خلع ید می‌شود ولی تصرف محکوم له در ملک خلق شده مشمول مقررات املاک مشاعی است و تابع شرایط مقرر شده میان شرکا خواهد بود و نتیجه آن که خلع ید در ملک مشاع متفرع بر افراز نیست.

ملک مشاع

وکیل مال مشاع:

تقسیم،خرید و فروش مال مشاع از جمله امور سخت است که نیازمند مشورت با وکیل متخصص امور ملکی است زیرا وکیل با تجربیات خود در این امور به بهترین صورت میتواند از حقوق موکل دفاع کند در صورت نیاز به وکیل متخصص ملکی از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس حاصل فرمایید.

چگونگی اخذ مال در محکومیت های مالی:

اعسار از پرداخت مبلغ بدهی : هر گاه خواهان اعم از شخص حقیقی یا حقوقی مدعی مالی باشد و نسبت به آن طرح دعوا کند و خوانده محکوم به پرداخت عین مال یا چیزی که مورد مطالبه است شود و رای قطعی این پرونده صادر شود حکم برای اجرا به بخش اجرای احکام ارجاء میشود .

در صورتی که خوانده از دادن هر گونه مال خودداری کند اگر محکوم به عین مال شود مال از وی گرفته شده و به خواهان تعلق میگیرد اما در حالتی که عین معین تلف شده باشد و یا خوانده به پرداخت عین مال محکوم نباشد اموال خوانده طبق قانون اجرای احکام مدنی توقیف می شود و یا مثل قیمت آن استیفا می شود .

نکته: منظور از مال هر چیزی است که ارزش اقتصادی داشته باشد لذا سرقفلی نیز مال محسوب میشود.

اعسار-از-محکومیت

مجازات محکوم علیه در صورت فرار از پرداخت بدهی :

پس از ابلاغ اجراییه به خوانده وی باید تا ده روز پس از ابلاغ مال را تسلیم کند و در صورتی که قادر به پرداخت آن نباشد مکلف است در مدت زمان ذکر شده صورت کلی و جامع از دارایی خود را به بخش اجرا تحویل دهد و اگر هیچگونه مالی ندارد اعلام کند .
در صورتی که ظرف سه سال پس از مدت مزبور مشخص شود که وی توانایی پرداخت مال را داشته و در جهت فرار از پرداخت اموال خود را معرفی نکرده یا صورت واقعی از اموال و دارایی خود را تحویل نداده است محکوم به حبس از 61 روز تا 6 ماه می شود .

اعسار چیست ؟

اعسار در لغت به معنی سختی و مشقت و نداشتن است و در اصطلاح حقوقی به شخصی اطلاق می شود که توانایی مالی ندارد و یا دسترسی به اموال خود ندارد . در این شرایط فرد دچار اعسار شده و قادر بهپرداخت بدهی هایش نخواهد بود . چنانچه فرد قادر به پرداخت هزینه دادرسی و یا انتخاب وکیل نباشد میتواند درخواست وکیل معاضدتی کند.

پذیرش تقاضای اعسار:

از دو جنبه اعسار مطلق و اعسار به تقسیط قابل بررسی است.

اعسار مطلق :

در اعسار مطلق فرد نه شغل و نه مال و دارایی دارد و تقاضای اعسار مطلق از دادگاه را دارد و در این صورت حتی از پرداخت بدهی به صورت اقساطی نیز معاف است و هرگاه صاحب مال و دارایی در صورت معرفی خواهان توقیف خواهد شد .

اعسار به تقسیط :

در اعسار به تقسیط فرد توانایی پرداخت بدهی به صورت یکجا را ندارد اما میتواند ماهانه و به صورت اقساطی ان را پرداخت کند .در این حالت با صلاح دید دادگاه قسمتی از بدهی به عنوان پیش پرداخت در ابتدا و ما بقی به صورت اقساطی به طلبکار پرداخت میشود .

اقامه دعوی اعسار :

دعاوی اعسار با دو دادخواست جداگانه رسیدگی میشوند . مدیر دفتر پس از طرح دادخواست اعسار ظرف دو روز پرونده را نزد قاضی برده و پس از احضار شهود و طرفین دعوا و استماع شهادت انها رای صادر میکند.

  • نکته 1: شهود باید از شرایط و وضعیت معیشتی و مالی و شغلی مدعی اگاهی کامل داشته باشند.
  • نکته 2: پذیرش اعسار در یک دعوا در سایر دعاوی نیز قابل قبول است مگر اینکه در جریان دادرسی مدعی صاحب مال و دارایی شود که در این صورت ملزم به پرداخت هزینه دادرسی است.

وکیل اعسار از پرداخت مبلغ بدهی:

گاهی اخذ مال اعم از منقول و غیرمنقول از بدهکار و اثبات و درخواست اعسار امری دشوار است که بهتر است در این زمینه مشورت با وکیل به عمل آید زیرا وکیل متخصص حقوقی با تجربیات خود میتواند به بهترین شکل از حقوق موکل دفاع کند. در صورت نیاز به وکیل متخصص حقوقی از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس حاصل فرمایید.

دعوای تصرف : دسته بندی دعاوی به مالکیت و تصرف یک دسته بندی فرعی از دعاوی غیر منقول است. مالکیت یعنی رابطه ای که بین شخص و یک چیز مادی به وجود آمده و قانون از آن دفاع می‌کند و آن را محترم می شمارد. ضمناً به شخص اجازه و توانایی دائمی و مطلق استفاده کردن از آن مال را می‌دهد و تصرف عبارت است از استیلای مادی و عرفی انسان بر یک مال به قصد استفاده و نفع بردن از آن البته در قوانین تعریف خاص و مشخصی از تصرف نداریم.

بنابراین مهمترین رکن و عنصر تشکیل دهنده تصرف حالت و ارتباط مادی می باشد که بین انسان و مال به وجود می‌آید و موجب می‌شود آن شخص بتواند بدون هیچ مانعی اراده خود را در مورد آن مال به اجرا بگذارد وهر تصمیمی در خصوص مال خود بگیرد .

تصرف از نظر حقوق مدنی عبارت است از اینکه مالی اعم از منقول یا غیرمنقول تحت اختیار و تصرف کسی باشد و بتواند نسبت به آن در حدود قانون تصمیم بگیرد و نشان دهنده این است که این مال از آن اوست و مدعی باید برای به دست آوردن و تصرف مالی که نزد او می باشد صرفاً اقامه دعوا کند و ادله اثبات دعوا در صورت وجود استفاده کند تا مرجع قضایی حکم به نفع او بدهد و مدتی را به عنوان مالک یا متصرف حقیقی آن مال بداند.

دعوای تصرف

انواع تصرف

 

تصرف بر 2 نوع است :

  1. تصرف مادی : تصرف مادی تصرفی است که اثار مالکیت در مال قابل مشاهده باشد یعنی سلطه و اقتدار خارجی است .مثلا شخم زدن یا برداشت محصول .
  2. تصرف معنوی : تصرف معنوی تصرفی است که اثار مالکیت در مال قابل مشاهده نباشد اما مدارک حقوقی اقتضا مالکیت او را داشته باشد یعنی تصور داشتن حق نسبت به ان . مانند اینکه ملکی به ارث منتقل گردیده و یا حکم دادگاه مبنی بر تملک بر ان مال وجود داشته باشد.

تصرفی دلیل مالکیت است که 2 شرط اساسی داشته باشد :

تصرف به عنوان مالکیت باشد:

تصرف به عنوان غیر یا از طرف غیر. مثل تصرف ولی در اموال مولی علیه و یا تصرف مستاجر در عین مستاجره دلیل مالکیت نیست و اگر متصرف بخواهد تصرف خود را دلیل مالکیت قرار دهد باید به عنوان مالکیت هم متصرف باشد.

بنابراین کسانی که به عنوان امین یا نماینده دیگری مالی را در تصرف دارند مالک آن محسوب نمی شوند مثلاً اگر پدری به عنوان ولایت بر فرزند خود در اموال او تصرف کند در برابر فرزند یا دیگران نمیتواند به تصرف خود استناد کند و مدعی مالکیت شود و از آنان بخواهد که خلاف اماره تصرف موجود را در دادگاه ثابت کنند. زیرا در این گونه موارد عرف آن اموال را از آن کسی می داند که به حساب یا دستور او دیگران اقدام به تصرف کرده اند.

تصرف باید مشروع باشد :

تصرفی به ظاهر مشروع است که سابقه آن روشن نباشد کسی که به قهر و زور بر مالی مسلط شود حق استفاده از اماره تصرف را ندارد زیرا حقوق از متجاوز حمایت نمی‌کند و تصرف مشروع را محترم می‌دارد در این فرض نیز متصرف نیازی به اثبات مشروع بودن تصرف خود ندارد و کسی که خلع ید او را می‌خواهد برای بی اثر ساختن اماره قانونی باید اثبات کند که متصرف از راه مشروع به مال دست پیدا نکرده است بنابراین تصرف باید مشروع باشد ولی متصرف نیازی به اثبات آن ندارد.

دعاوی تصرف شامل تصرف عدوانی و مزاحمت و ممانعت از حق بوده و ممکن است به صورت کیفری یا حقوقی مطرح شوند.

دعوای تصرف عدوانی :

تصرف عدوانی ازجمله جرایم شایعه علیه اموال و مالکیت است. در ماده ۱۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی آمده است دعوای تصرف عدوانی عبارت است از ادعای متصرف سابق مبنی بر اینکه دیگری بدون رضایت او مال غیرمنقول را از تصرف وی خارج کرده و اعاده تصرف خود را نسبت به آن مال درخواست می کند.

از این تعریف می‌توان اینگونه استنباط کرد که در دعوای تصرف عدوانی الزامی نیست که متصرف حتما مالک باشد و اینکه اگر متصرف به حکم و یا دستور مراجع ذیصلاح مال غیر منقول را تصرف کرده باشد تصرف عدوانی نیست .

همچنین مال تصرف شده باید غیر منقول باشد و چنانچه مال منقول باشد خارج از موضوع درباره تصرف می باشد ضمن اینکه خواهان نیز اعاده تصرف خود را نسبت به مال غیر منقول مورد تصرف درخواست نماید در غیر این صورت دادگاه تکلیفی به اقدام ندارد .

در دعوای تصرف عدوانی رسیدگی به تصرف مستقل و بدون توجه به مالکیت انجام می‌گیرد و به این ترتیب ممکن است حکم به رفع تصرف علیه کسی صادر شود که خود مالک مال است و اما منظور از عدوانی بودن آن است که تصرف به غیر وسیله قانونی باشد.

وکیل دعاوی تصرف :

موفقیت در دعاوی تصرف امری دشوار و سخت است که نیازمند مشورت با وکیل است .در صورت نیاز به وکیل متخصص ملکی از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس بگیرید .

مشاوره حقوقی

مشاوره حقوقی : همه اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی در هر حرفه و شغلی نیازمند اگاهی کاملی از مسائل حقوقی کشور خود هستند .پس بهتر است در صورتی که وقت کافی برای یادگیری و فراگیری امور حقوقی را ندارید یک مشاور حقوقی داشته باشید زیرا وی میتواند به بهترین نحو امور حقوقی شما را در دست بگیرد .

مثلا تنظیم یک قرداد نادرست بر همه زندگی شما تاثیر میگذارد و ممکن است منجر به نابودی کار و سرمایه و… و اتلاف وقت در مراجع و محاکم قضایی شود. اما با داشتن یک مشاور حقوقی متخصص شما میتوانید بهترین قرارداد های حقوقی را تنظیم کنید.

از دیگر مزایای داشتن مشاور حقوقی میتوان به جلوگیری از اطاله دادرسی و اتلاف وقت و هزینه اشاره کرد.
اکثر مردم با اصطلاحات حقوقی آشنایی ندارند و بدون آگاهی اقدام به تنظیم قرارداد های حقوقی اعم از ملکی و….. می‌کنند و هیچ اطلاعات و آگاهی از مفاد قراردادها ندارند و دچار مشکلات بزرگی در این زمینه می‌شود یک مشاور حقوقی در این زمینه می تواند به بهترین نحو ممکن کمک کند همچنین برخی پرونده های بی اساس هزینه و وقت زیادی را اتلاف می‌کنند اما یک مشاور حقوقی با تجربیات خود در این زمینه رسیدگی به چنین پرونده هایی را آسانتر می کند.

مشاوره-حقوقی

وظایف مشاور حقوقی

1- ارائه مشاوره حقوقی به مدیران و کارکنان
2- تهیه متن قراردادهای شرکت و نظارت بر آنها
3- انجام امور حقوقی و ارائه اطلاعات لازم در خصوص مزایده ها و ….
4- تنظیم و بررسی و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای تهیه قوانین و آیین نامه ها و…
5- جمع آوری اطلاعات لازم برای دفاع شرکتها و سازمانهای مربوط در محاکم قضایی
6- انجام کلیه امور مربوط به ثبت و انحلال شرکت ها و..

مشاوره حقوقی به مدیران شرکت ها و سازمان ها کمک می کند تا بهترین تصمیمات را در ارتباط با مسائل حقوقی بگیرند .
در هر شرکت بخشی متشکل از کارشناسان حقوقی وجود دارد که کارهای از جمله انعقاد قرارداد و غیره را انجام می دهند.

قرارداد مشاوره حقوقی چیست ؟

قراردادی است که بر اساس آن کارفرما مشاوران حقوقی را به صورت ساعتی و با تعهد حضور در ساعات تعیین شده به‌کارمی‌گیرد.

در صورتی که برای رسیدگی به پرونده های شرکت خود نیازمند مشاور حقوقی متخصص هستید میتوانید از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس حاصل فرمایید زیرا مشاوران با تجربیات خود در این زمینه به بهترین نحو ممکن میتوانند شما را راهنمایی کنند .

اقسام طلاق: طلاق با توجه به شرایط طرفین و آثار مترتب برآن به چند دسته تقسیم می شود. در یک تقسیم بندی اولیه و کلی ،طلاق به دو قسم رجعی و بائن تقسیم می شود.

طلاق رجعی:

معنی طلاق رجعی ،طلاقی است که در زمان عده، زوج حق رجوع به زندگی مشترک را بدون نیاز به عقد نکاح مجدد دارد.

منظور از عده، مدتی زمانی استئ که زن پس از طلاق نباید با فرد دیگر ازدواج کند و نزدیکی داشته باشد و به اصطلاحی باید عده نگه دارد.

طلاق بائن:

طلاق بائن در مقابل رجعی قرار دارد؛ یعنی در زمان عده زوج حق رجوع به زوجه را ندارد.

چنانچه خواستار زندگی مجدد با زوجه مطلقه اش (طلاق داده شده) باشد، باید تا پایان مدت عده صبر کرده و بعد از آن با عقد نکاج مجدد او را به همسری خود درآورد.

در واقع با وقوع طلاق رابطه نکاح به طور قطعی از بین می رود. در این مورد زن عده ندارد. (به تفصیل توضیح داده می شود)

اقسام طلاق

آثار طلاق بائن:

  1. قطع کامل رابطه زوجيت: اگر طلاق بائن باشد، رابطه نکاح از تاریخ وقوع آن منحل می شود.
  2. بر اثر طلاق بائن، زن و شوهر از قید زناشویی آزاد می شوند.
  3. شوهر پس از طلاق می تواند بدون اشکال ازدواج کند اما زوجه، اگر از آن دسته از زنان نباشد که عده طلاق ندارد، باید عده نگه دارد و نمی تواند ایام عده با دیگری ازدواج کند. این تنها اثری است که بعد آن ایام عده از ازدواج سابق باقی می ماند.
  4. بنابراین با وقوع طلاق بائن، حقوق و تکالیفی که زن و شوهر نسبت به یکدیگر داشتند ساقط می گردد.
  5. اقامتگاه زن دیگر تابع شوهر نیست، ماندن نام خانوادگی شوهر برای زن منوط به اجازه شوهر است.
  6. زنی که در عده طلاق بائن است، نمی تواند از شوهر سابقش نفقه در ایام عده بخواهد، مگر آنکه حامله باشد.
  7. در مورد ارث بردن زن مطلقه بائن، تنها با شرایطی امکان دارد که بعدأ ذکر میشود.

 

آثار طلاق رجعی:

بقاء آثار زوجيت: در مواردی که طلاق، برابر قانون مدنی بائن نباشد رجعی است.

در طلاق رجعی، تا موقعی که عده زن تمام نشده است، رابطه نکاح کاملا قطع نشده است.

بنابراین در ایام عده رجعيه، حقوق و تکالیف زوجیت به حکم قانون باقی می ماند؛ گاه در صورت اختلاف باید میزان این نفقه زن به عهده شوهر است و دادگاه در صورت اختلاف باید نفقه را تعیین کند و اگر یکی از زوجین فوت کند دیگری از او ارث می برد.

اقسام طلاق بائن:

طلاق در موارد ذیل بائن به شمار می رود:

  1. یعنی شوهر قبل از نزدیکی کردن زن خود را طلاق دهد طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود؛
  2. یعنی زنی که عادت زنانگی نمی بیند طلاق یائسه؛
  3. طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد.

مختصری در مورد طلاق خلع و مبارات: قانون مدنی اختیار طلاق را به شوهر داده و او را بدون هیچ قید و شرطی مختار در طلاق زن خود کرده است. زنانی که از ادامه زناشوئی ناراضی هستند و به بیان آسان تر از شوهر خود کراهت دارند (بیزار هستند) گاه برای رهائی از آن حاضر می شوند مالی به شوهر بدهند تا طلاق داده شوند و شوهر هم قبول می کند و در مقابل آن زن را طلاق میدهد. مال مزبور را فدیه می گویند و به این نوع طلاق، طلاق خلع می گویند. حال اگر این کراهت دوطرفه باشد؛ دو طرف با دادن مالی به یکدیگر تقاضای طلاق میدهند.

سومین طلاق:

طبق بند «۴» ماده «۱۱۴۵» قانون مدنی: «.. سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید، اعم از اینکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید» بائن است و شوهر نمی تواند در عده، رجوع به طلاق کند.

در اصطلاح عموم به آن سه طلاقه می گویند که زن بر مرد حرام می شود و حا شدن مجدد آنها منوط به گرفتن محلل است. محلل اصولا شخصی است که با زن ازدواج می کند و لزوما بين آنها رابطه زناشویی ایجاد می شود و بعد زن را طلاق میدهد که او بتواند با شوهر قبلی خود ازدواج کند.

طلاق از طرف زن:

زن برای جدا شدن از شوهرش سه راه دارد:

  1. یا اینکه وکالت در طلاق را از شوهر گرفته باشد؛
  2. یا یکی از موارد عسر و حرج را داشته باشد (عسر و حرج به معنای سختی و تنگنا بودن زن است).
  3. با استناد به طلاق خلع کند؛

 

موارد عسر و حرج:

تمام موارد پایین از موارد عسر و حرج نیست بعضی از آنها شروط ضمن عقد هستند. مواردی که زن می تواند حسب مورد از دادگاه تقاضای صدور اجازه طلاق نماید مشروط بر اینکه در عقدنامه این موارد امضا شده باشد و زن بتواند هر کدام از آنها را در دادگاه ثابت کند. این موارد به شرح زیر است:

  1. خودداری شوهر از دادن نفقه زن به مدت ۶ ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام او به تأدیه نفقه .همچنین در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه زن به مدت ۶ ماه پرداخت نکند و اجبار او به ایفاء هم ممکن نباشد (نفقه همان خوراک و پوشاک و مسکن و هزینه های درمان است)
  2. سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را با غیرقابل تحمل نماید (بدرفتاری، فساد اخلاقی، آزارها و ضرب و جسمی)
  3. ابتلاء زوج به امراض صعب العلاج به نحوی که دوام زناشوئی برای دو مخاطره آمیز باشد.
  4. جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد (منظور دیوانه بودن است)
  5. عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.
  6. محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی، که بر اثر عجز از پرداخت منجر به ۵ سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعه منتهی به ۵ سال یا بیشتر بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.
  7. ابتلاء زوج به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی برای زوجه دشوار باشد..
  8. زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است و یا شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت نماید
  9. محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب جرم و اجرای هر گونه مجازات اعوان حد و تعزیر در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون باشد. تشخیص اینکه مجازات مغایر با حیثیت و شئون خانوادگی است توجه به وضع و موقعیت زوجه و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.
  10. در صورتی که پس از گذشت ۵ سال زوجه از شوهر خود به جهت عقيم بودن و یا عوارض جسمی دیگر زوج صاحب فرزند نشود
  11. در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف شش ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.
  12. زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت ننماید.

وکیل طلاق

در صورت نیاز به وکیل متخصص طلاق از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس حاصل فرمایید .

اجرت المثل ایام زوجیت : در این مطلب در خصوص اجرت المثل در ایام زوجیت به بحث وبررسی می پردازیم بنابراین  باما همراه باشید.

 

اجرت المثل چیست ؟

پاداش و حقوقی است که اگر زوجه وظایفی غیر از تمکین عام و خاص مثل پخت غذا و نگهداری از بچه را به دستور شوهر انجام دهد دارا میشود.

بر اساس ماده ۳۳۶ قانون مدنی اجرت المثل زمانی به زن تعلق می گیرد که این کار ها را مجانی انجام نداده باشد به عبارتی قصد و نیت تبرع نداشته باشد.

اجرت المثل در دوران نامزدی:

در کشور ما عرفا دختران در دوران نامزدی در منزل پدر خود ساکن هستند از این رو اجرت المثل به آنها تعلق نمیگیرد . اما اگر علی رغم عرف موجود در جامعه دختر و پسر در دوران نامزدی در منزل مشترک خود زندگی کنند و دختر کارهایی را انجام داده باشد اجرت المثل به وی تعلق میگیرد.

 

اجرت-المثل

اجرت المثل همسر متوفی :

به نظر می رسد که بعد از مرگ هر یک از زوجین مسائل مالی آنها پایان می یابد اما ارث و وصیت از جمله مسائلی هستند که بعد از مرگ مورد توجه قرار می‌گیرند حال اگر متوفی در دوران حیات و زندگی مشترکش مهریه و سایر حقوق خود را دریافت نکرده باشد این حقوق به وراث منتقل می شود مثلاً پدر و مادر زنی که فوت شده می توانند مهریه او و اجرت المثل و و … وی را از شوهر او مطالبه کنند.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص نفقه کلیک کنید.

شرایط دریافت اجرت المثل:

نداشتن قصد تبرع: اگر زوجه در مقابل کارهایی که انجام می دهد و قصد دریافت هیچگونه مالی را نداشته باشد و به عبارتی کارها را مجانی انجام دهد در واقع قصد تبرع نداشته و در صورت مطالبه اجرت المثل چنانچه زوج قادر به اثبات قصد تبرع باشد اجرت المثل به زن تعلق نمیگیرد.

عدم درخواست طلاق از سوی زوجه: برای دریافت اجرت المثل درخواست طلاق باید از سوی زوج باشد لازم به ذکر است چنانچه زن از انجام چنین کارهایی امتناع کرده باشد و با این وجود درخواست مطالبه اجرت المثل را مطرح کند حتی اگر درخواست طلاق از سوی زوج باشد اجرت المثل به زوجه تعلق نمی گیرد.

چگونگی اقامه دعوی :

زوجه میتواند علاوه بر دادخواست عدم امکان سازش دادخواست مطالبه اجرت المثل را به طور مستقل مطرح کند.

مرجع صالح مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت:

با توجه به اینکه درباره اجرت‌المثل در بند ج ماده ۹ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب ۱۳۹۴ چیزی گفته نشده است بنابراین رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه خانواده است.

اجرت المثل زنان شاغل:

اشتغال یا عدم اشتغال تأثیری در تعلق اجرت المثل به زوجه ندارد اما اشتغال وی در میزان اجرت المثل تاثیر دارد زنانی که شاغل هستند نسبت به زنان خانه دار وقت کمتری را برای انجام کارهای خانه دارند و حتی اگر کاملا و به اندازه کافی به امور خانه بپردازند کارشناسان همچنان نسبت به آنها تفاوت قائل اند زیرا معتقدند بین زنان شاغل و زنان خانه داری که تمام وقت خود را در خانه و نسبت به امور خانه می‌پردازند تفاوت وجود دارد از این رو اجرت المثل آنها با یکدیگر فرق دارد و زنان شاغل از میزان اجرت المثل کمتری برخوردارند.

 

وکیل مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت:

مطالبه و اثبات استحقاق اجرت المثل ایام زوجیت سخت و دشوار است از این رو بهتر است با وکیل متخصص خانواده مشورت های لازم انجام شود زیرا وکیل با تجربیات خود در این زمینه قادر به راهنمایی به بهترین نحو ممکن است در صورت نیاز به وکیل متخصص امور خانواده از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس بگیرید.

خلع ید:

میخواهیم در این مطلب به بررسی دعوی خلع ید و نحوه شکایات و دادرسی آن بپردازیم پس در ادامه با ما همراه باشید.

معنی و مفهوم :

به دعوایی که در آن مالک مال غیر منقول برای پایان دادن به تصرف غیر قانونی متصرف در دادگاه اقامه دعوا می کند .
در این دعوا مالک با ارائه دلایل و سند مالکیت به دادگاه محل استقرار مال غیرمنقول مراجعه کرده و دادخواست طرح می‌کند و سپس علیه متصرف مال طرح دعوا می کند.
خلع ید در معنای عام:
خلع ید در معنای عام به3 دعوی تقسیم می شود.

  1. تخلیه اخص: که مالک خواستار رفع تصرف از ملک خود است
  2. تخلیه ید که خواهان مدعی است ادامه تصرفات خوانده خلاف قرارداد است.
  3. تصرف: که شامل دعوی مزاحمت و ممانعت از حق و تصرف عدوانی میباشد.خلع ید

اشتراکات و اختلافات با تصرف عدوانی

در دعوای خلع ید و تشریفات دادرسی باید رعایت شود اما در تصرف عدوانی لازم نیست
در دعوای خلع ید اجرای احکام مدنی ابتدا باید حکم قطعی صادر و سپس اجرا شود اما تصرف عدوانی بلافاصله و فوراً قابلیت اجرا دارد.
اما در ارتباط با وجه شباهت آنها می‌توان گفت هر دو دعوا قابل تجدیدنظرخواهی هستند.

هزینه دادرسی :

این دعوی جزو دعاوی مالی بوده اما دعاوی تخلیه ید ، تصرف عدوانی و ممانعت از حق و مزاحمت دعوای غیرمالی محسوب می‌شوند.

 کسانی که حق شکایت در این‌گونه دعاوی را دارند:

در دعوای تصرف عدوانی شاکی لزوماً مالک نیست بلکه شاکی می تواند اشخاصی چون مستاجر ، خادم و هرکسی که در جایگاه نماینده یا به عنوان امانت دار متصرف مال دیگران است در جایگاه قائم مقامی مالک می تواند اقامه دعوا کند.
اما در دعوی خلع ید افراد ذینفع ، نماینده قانونی یا وکیل می توانند اقامه دعوا کنند.

 

خلع ید از ملک مشاع:

هر گاه یکی از شرکا ملک مشاع را تصرف کند این تصرف باید همراه با اذن همه شرکا باشد در غیر این صورت هر یک از شرکا می‌توانند نسبت به تصرف اقامه دعوا کنند.

ارکان دعوا:

این دعوی ۴ رکن دارد که برای اقامه دعوا ضروری هستند و دادگاه بر اساس این ارکان رسیدگی را آغاز می‌کند و در صورت عدم وجود هر یک از آنها امکان پیشبرد پرونده کاهش می یابد.
این ارکان عبارتند از:

  • مالکیت خواهان
  • غیر منقول بودن مال مورد ادعا
  • تصرفات خوانده
  • غیرمجاز بودن تصرفات خوانده

نکته: مبنای  این دعوی غصب است که ریشه فقهی و شرعی دارد.

وکیل خلع ید:

اثبات مالکیت مال غیر منقول و تصرف  امری سخت و دشوار است پس نیازمند مشورت با وکیل متخصص در این امور است زیرا وکیل امور ملکی با دانش و تجربیات خود در این زمینه می تواند به بهترین صورت از حقوق موکل دفاع کند. در صورت نیاز به وکیل متخصص امور ملکی از طریق راه های ارتباطی با وکیل نادری تماس بگیرید.

تماس