کلاهبرداری

در زبان عامه کلاهبرداری به معنای فریب و گرفتن مال دیگران با شیادی و حقه بازی میباشد.
در ابتدای مبحث لازم به ذکر است که جرایم به 3 دسته تقسیم می شوند :

  • جرایم علیه اشخاص
  • جرایم علیه امنیت
  • جرایم علیه اموال

در جامعه کنونی به دلیل رشد و افزایش مشکلات و سخت شدن اوضاع معیشتی افراد در جامعه بروز جرم کلاهبرداری به اشکال مختلف  دیده شده است. در جرم کلاهبرداری نیز عنصر روانی از مهمترین عوامل بروز این جرم است و عوامل متعددی می توان نام برد که اثر عنصر روانی را تشدید می کنند. از عوامل احقاق حق در جرم کلاهبرداری ، ثابت کردن خود آگاهی فرد از قصد بردن مال فرد می توان نام برد.

برای تحقق جرم کلاهبرداری این نکته که باید عملی متقلبانه صورت بگیرد با این هدف که فرد با استفاده از وسایل یا هر نوع عملیات تقلبی و خلاف واقع دست به فریب شخص بزند و به قصد کلاهبرداری این اعمال را انجام داده باشد جرم کلاهبرداری رخ می دهد.

به طور کلی در صورتی می توان جرم رخ داده را کلاهبرداری نامید که جرم بردن مال دیگری صورت گرفته باشد و این عمل مستلزم رخداد دو‌ واقعه است:

  1. رسیدن ضرر مالی به قربانی
  2. سود بردن کلاهبردار شخص مورد نظر از ارتکاب به این عمل

جرم کلاهبرداری

انواع کلاهبرداری

در قانون برای جرم کلاهبرداری دو حالت مد نظر قرار گرفته است :

  • کلاهبرداری ساده
  • کلاهبرداری مشدد

کلاهبرداری مشدد :

کلاهبرداری مشدد یکی از زیرمجموعه های انواع کلاهبرداری به شمار می رود و در صورتی به وقوع می پیوندد که فرد مرتکب یکی از اعمال زیر را انجام دهد :

  1. از کارمندان دولت یا موسسات عمومی و نهادهای دولتی باشد
  2. فرد مرتکب خود را به عنوان کارمند و یا از عوامل موسسات عمومی و شرکت‌های دولتی معرفی کند
  3. فرد مرتکب برای گسترش تفکر اغفال کننده خود از از وسایل ارتباط جمعی استفاده نمایند

در صورت وقوع این این عمل توسط فرد مرتکب علاوه بر رد مال تصاحب کرده به صاحب آن و یا صاحبانشان، به حبس از ۲ تا ۱۰ سال و پرداخت جزای نقدی به اندازه مال گرفته شده و انفصال ابدی آنان از خدمات و مشاغل دولتی محکوم می شوند.

کلاهبرداری ساده :

کلاهبرداری هایی که شامل هیچ یک از انواع گفته شده در بالا نباشند به عنوان کلاهبرداری ساده شناخته شده و مرتکبین آن به حبس از یک تا هفت سال به علاوه پرداخت جزای نقدی معادل مال تصرف یافته و رد اصل مال به صاحبان محکوم می شوند.

در اینگونه جرایم طبق تبصره بیان شده توسط قانون گذار دادگاه می تواند با توجه به ضوابط مورد نیاز برای تخفیف در مجازات عمل مرتکب را تا حداقل مجازات مقرر و برکناری تا به ابد از خدمات دولتی کاهش دهد ولی اجازه ای برای تعلیق مجازات کیفر آن ندارد

 

عنصر قانونی جرم کلاهبرداری

در صورتی که عملی توسط قانون و قانونگذار به عنوان جرم و جنایت شناخته شود این عمل دارای عنصر قانونی شده و افراد با انجام آن مورد مواخذه قانون قرار می گیرند

 

نظر قانون درباره جرم کلاهبرداری :

بر اساس بند قانونی ماده یک قانون تشدید مجازات هرکس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکت ها یا تجارت خانه ها یا کارخانه ها و موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیرواقع امیدوار کند یا از حوادث و پیشامدهای غیرواقع بترساند یا اسم یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و اموال یا اسناد و حوالجات و قبوض یا مفاص حساب و امثال آنها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار است.

 

تشخیص جرم کلاهبرداری از سرقت ، خیانت در امانت و انتقال مال غیر :

از مسائل مهم و قابل توجه در اعاده حق برای اعلام جرم ،تشخیص جرایم از یکدیگر است . در جرایمی مانند کلاهبرداری، سرقت ،خیانت در امانت و انتقال مال غیر به دلیل عدم تخصص افراد در تشخیص جرایم گاهی نام شان به جای یکدیگر برده می شود

 

شباهت ها و تفاوت های جرایم ذکر شده :

سرقت خیانت در امانت کلاهبرداری و انتقال مال غیر همگی از جرایمی هستند که موضوع مد نظر آن ها مال بوده و از این نظر
زیر مجموعه جرایم اموال میباشند که در آن اموال مالکیت افراد در جامعه مورد تاثیر قرار می گیرد.

درباره جرم سرقت قانونگذار در قانون مجازات اسلامی به عنوان ربودن مال دیگری تعریف نموده است و بدین گونه است که سارق بدون جلب رضایت از مالک مال و اموال شخص را می رباید و از نکات مهم این است که در سرقت اموال منقول مورد سرقت قرار می گیرند و تنها در صورت جا به جایی اموال است که جرم رخ می دهد.

در جرم خیانت در امانت نکته حائز اهمیت وجود یک رابطه امانی میان شخص مرتکب و بزه دیده است نسبت به وجود این رابطه امانی اموال خود را با رضایت در اختیار فرد می گذارد و با مشخص کردن زمان معین برای بازگرداندن آن اموال مدت معینی را برای آن مشخص می‌کند و شخص با رعایت نکردن مدت معین شده مرتکب جرم خیانت در امانت می شود. مصادیق متعددی درباره وقوع جرم خیانت در امانت قابل ذکر است مانند وکالت قرارداد امانت و رهن.

از تفاوت دیگر در سرقت که می توان نام برد وقوع رفتار مجرمانه است که در حین انجام این عمل جرم ربودن تحقق یابد. در صورتی که در کلاهبرداری برخلاف خیانت در امانت عمل حیله و نیرنگ و فریب باید صورت گیرد تا جرم کلاهبرداری به وقوع بپیوندد و فرد مرتکب با انجام اعمالی متقلبانه در شخص قربانی ایجاد امنیت کرده و با گرفتن رضایت وی برای اهدای مال خویش به شخص کلاهبردار اقدام به جرم کلاهبرداری کند.

نکته حائز اهمیت در تفاوت خیانت در امانت و کلاهبرداری عدم وجود هرگونه عمل متقلبانه از طرف فرد مرتکب می باشد و فرد مالک با اختیار و رضایت خود اقدام به تحویل مال خود به فرد مرتکب می نماید.

مجازات معین شده برای جرم کلاهبرداری

به موجب قانون فرد به هنگام شروع به جرم ، محکوم به مجازات می شود و در ابتدای راه حداقل مجازات به عنوان حد معین برای این جرایم در نظر گرفته می‌شود.

مجازات معین شده برای جرم کلاهبرداری

وکیل جرم کلاهبرداری

این جرایم از جرایم قابل توجه بوده و وکالت و اعاده حق در این زمینه از جرایم بسیار تخصصی بوده و نیاز به مهارت و تخصص وکیل مد نظر دارد.

مجموعه عدلگو با دربرداشتن متخصص ترین وکلا و مشاوران حقوقی به عنوان یکی از سرشناس ترین مجموعه های حقوقی ناحیه به فعالیت خود می پردازد. در صورت نیاز با شماره تماس های مجموعه حقوقی عدلگو تماس حاصل فرمایید.

 

 

افراز ملک : افراز جدا کردن سهم مشاع مال غیرمنقول بین شرکا نسبت به سهم آنان است .

مال مشاع به مالی گفته می‌شود که چند نفر مالک آن هستند.
افراز به عمل تقسیمی می گویند که مختص به مال غیرمنقول مشاع است. ملک مشاعی که افراز می شود از مشاع بودن خارج می شود و تبدیل به ملک مفروز می گردد.

تفکیک ملک : تفکیک در عرف ثبتی عبارت است از تقسیم مال غیر منقول به قطعات کوچکتر.
در بحث افراز کردن ملک وجود حالت مشاع بودن، مهم و لازم است ولیکن در مبحث تفکیک کردن ملک، این حالت مشاع بودن مطرح نیست و وجودش شرط اصلی نخواهد بود .لازم به ذکر است هم در ملک مشاع و هم در ملک غیرمشاع، تفکیک قابل استفاده است اما افراز فقط به مال مشاع اختصاص دارد.

افراز ملک

 قانون 2 طریق را برای  افراز مال مشاع در نظر گرفته است:

افراز اجباری:

که در این نوع افراز شرکا با توجه به حکم دادگاه و یا اداره ثبت مجبور به قبول این افراز می شوند

افراز به تراضی:

شرکا به درخواست خود در این نوع افراز اقدام می کنند.

در کدام موارد افراز اموال مشاع ممکن نیست:

  1. شریک ها عدم تقسیم را شرط قرارداد گذاشته باشند
  2.  اگر تقسیم کردن موجب این شود که ارزش مال از بین برود
  3. هرگاه قانون گذار در شرایطی تقسیم را ممنوع اعلام کرده باشد
  4. چنانچه در خصوص ملکی سند مالکیت معارض وجود داشته باشد

مراجع صلاحیت دار برای رسیدگی به این دعاوی :

مراجع ثبتی:

مراحل افراز در اداره ثبت:

  1. متقاضی باید تقاضای خود را به ثبت محل وقوع ملک تسلیم کند
  2. درخواست در اداره ثبت ثبت می شود
  3. درخواست به نماینده ثبت ارسال می شود پرونده و وضعیت ثبتی آن توسط نماینده بررسی و مراتب طی گزارشی مبنی بر چگونگی جریان ثبتی پرونده و اینکه آیا نسبت به آن سند مالکیت صادر شده یا خیر؟ ضمن اظهار نظر صریح در خصوص امکان یا عدم امکان افراز به اموال مشاع به اطلاع اداره ثبت خواهد رسید
  4. اداره ثبت از ملاحظه گزارش نماینده و بررسی پرونده تصمیم لازم مبنی بر قبول یا رد درخواست افراز را اتخاذ و در صورت قبول درخواست افراز روز معاینه محل را نیز تعیین و به متقاضی پرونده اعلام و پرونده را جهت تهیه اخطار لازم و دعوت از مالکین و شرکا ملک به نقشه بردار ارجاع می نماید(در موردی که تصمیم اداره ثبت مبنی بر رد درخواست افراز اتخاذ شود به متقاضی فراز و کلیه شرکا ابلاغ خواهد شد.)
  5.  نقشه بردار روز معاینه محل را طی اخطاری به کلیه مالکین مشایی اطلاع می دهد و از آنها دعوت می کنند که در روز و ساعت معین در محل حضور بهم رسانند و عدم حضور مالکین مانع از انجام عملیات افراز نخواهد بود .نقشه ملک مورد نظر در این روزتعیین می شود
  6. بعد از تهیه نقشه و اخذ تاییدیه های لازم آن نماینده با توجه به نقشه ترسیم شده و به نحوی که در تفکیک معمول است صورت جلسه افراز را تنظیم و هر یک از قطعات افراز شده را در سهم مالک مربوط قرار داده و بعد از امضای خود و نقشه بردار در صورت امکان به امضای متقاضی رسانیده و جهت اتخاذ تصمیم نزد اداره ارسال می دارد
  7. مسئول اداره ضمن بررسی کامل و تطبیق حدود و مشخصات قطعات مفروض مندرج در صورتجلسه و نقشه افراز و تصمیم خود را مبنی بر افراز به ملک را ذیل صورت جلسه ذکر میکند
  8. تصمیم اداره ثبت همراه با یک نسخه فتوکپی از نقشه صورتجلسه افراز طی اخطاری به مالکین مشاعی ابلاغ می گردد بدین منظور که اگرمالکین به تصمیم اتخاذ شده اعتراضی دارند ظرف ده روز از تاریخ رویت اخطار اعتراض خود را کتباً به دادگاه صالح محله وقوع ملک تسلیم کنند
  9. پس از انجام مراحل اعتراض متقاضی می تواند درخواست صدور سند مالکیت خود را بدهد
  10.  نماینده با توجه به صورت جلسه افراز ، پیش‌نویس سند مالکیت قطعه یا قطعات مفروض مورد نظر را تهیه می نمایند متصدی دفتر املاک سند اولیه را ابطال و سند جدید را صادر می کنند و مراتب ابطال سند مالکیت مشاعی را طی بخشنامه‌ای به دفاتر اسناد رسمی ابلاغ می نمایند

افراز مال

محاکم دادگستری:

دادگستری در 3 مورد زیر صلاحیت رسیدگی به دعوای افراز را دارند:

  1.  زمانی که عملیات ثبتی خاتمه پیدا نکرده باشد مرجع صالح برای رسیدگی به درخواست افراز دادگاه های عمومی حقوقی محل است.
    زمانی جریان ثبتی یک ملک پایان یافت تلقی می شود که ملک دارای سند مالکیت بوده و در دفتر املاک به ثبت رسیده باشد . اگر نسبت به آن سند مالکیت صادر نشده باشد اما درخواست مربوطه به ثبت رسیده آگهی نوبتی به طور صحیح منتشر و تحدید حدود قانونی صورت گرفته و در مهلت واخواهی نیز مورد اعتراض واقع نشده و ملک قابل ثبت در دفتر املاک میباشد.
  2. اگر اگر بین مالکین مهجور و یا غایبی باشد افراز در صلاحیت دادگاه است.
  3.  اگر درصدی از ملک مشاعی از یک پلاک مشاعی مجهول المالک باشد در این صورت افراز و شهر صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی است منظور از ملک مجهول المالک این است که مالکش مشخص و معلوم است ولی درخواست ثبت نکرده است .

اعتراض به تصمیم افراز:

نحوه اعتراض : متقاضی درخواست ثبت این درخواست را تقدیم اداره ثبت می کند. اداره ثبت این درخواست را یا قبول و یا رد میکند در هر دو فرض مذکور از زمان ابلاغ تشکیل واحد ثبتی وکیل متقاضی ظرف ۱۰ روز فرصت دارد که چنانچه اعتراض به این تصمیم داشته باشد به دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک مراجعه کنند و دادخواستی مبنی بر شراز تقدیم نماید.

احکام قابل اعتراض:

  1. حکم دادگاه مبنی بر افراز به اموال مشاع صادر شد ولی با محل انطباق ندارد: در این صورت تقسیم باطل است و قابلیت اجرا ندارد.
  2. حکم دادگاه سهو قلم دارد در این فرض خود دادگاه بدوی تا زمانی که از حکم تجدید نظر خواهی صورت نگرفته باشد می‌تواند این اشتباه را اصلاح کند و اداره ثبت نیز طبق این اصلاحیه اقدام می کند اما اگر به این حکم اعتراض شده باشد دادگاه بدوی صلاحیت اصلاح را نخواهد داشت در اینجا دادگاه تجدیدنظر اصلاح می کند و برطبق این حکم اداره ثبت اقدام مقتضی انجام خواهد داد.

وکیل افراز ملک:

شما می توانید برای پیگیری هرچه سریعتر و بهتر پرونده های ملکی خود به وکلای باتجربه و متخصص عدل گو مراجعه فرمایید.

نکاتی درباره جرم قتل

قتل به معنی کشتن و سلب زندگی از شخص دیگری می باشد و از بزرگترین جرایم موجود در تمامی جوامع انسانی به شمار می رود.
جرم قتل از جرایمی است که نسبت به جان انسان صورت می گیرد و تنها در صورتی می توان وقوع آن را نکاتی درباره جرم قتل دانست که باعث سلب جان انسان شود و این امر درباره حیوانات و جانوران و گیاهان صدق نمی‌کند. به بیانی دیگر این عمل زمانی به عنوان جرم شناخته می شود که طبق دستور قانون نبوده و به طور غیر قانونی صورت گیرد و در مواردی که قانون حکم بر قصاص نفس شخصی دهد، شامل این جرم نمی گردد.

 

انواع قتل

با صلاحدید و توضیحات قانونگذار و قانون ، برای موضوع قتل سه نوع حالت کلی در نظر گرفته شده است:
۱) قتل عمد
۲) قتل شبه عمد
۳) خطای محض

نکاتی درباره قتل

آشنایی با قتل عمد

قتل در زبان عامیانه به عملی گفته می شود که توسط فرد با سوء نیت و نقشه ذهنی قبلی به عمل کشتن فرد دیگری بپردازد. از نکات حائز اهمیت در موضوع قتل این است که تنها در صورتی عمل اتفاق افتاده قتل به شمار می‌رود که توسط عمل رخ داده انسانی جان خود را از دست بدهد.

 

انواع شرایط رخداد عمل قتل به چهار نوع می باشد

  1. در صورتی که فرد با انجام عملی به طور مصمم برای کشتن فرد تلاش کند خواه عمل رخ داده کشنده باشد یا نباشد
  2. به هنگامی که فرد کاری را با قصد قبلی انجام می دهد و آن عمل کشنده باشد اما قصد کشتن فرد را نداشته باشد
  3. به هنگامی که فرد مرتکب قصد انجام جرم را نداشته باشد و عمل او نیز از نوع کشنده نباشد ولی به دلیل وضعیت متوفی آن عمل رخ داده باعث قتل وی شود
  4. به هنگامی که فرد قصد انجام جنایت را داشته باشد ولی نه دربرابر شخص خاصی مانند بمب گذاری در اجتماع

مجازات درنظر گرفته شده برای قتل عمد

طبق قانون مجازات جرم قتل عمد در تمامی انواع آن اعدام و قصاص نفس می باشد. رضایت اولیای دم متوفی در پرونده‌های قتل حرف اول را زده و در صورت اعلام رضایت توسط وی عمل قصاص تعدیل و به دیه تبدیل خواهد شد و طبق قانون ظرف مدت یک سال قمری باید دیه مشخص شده به خانواده متوفی پرداخت گردد و مرتکب نیز به حبس از ۳ تا ۱۰ سال محکوم می‌شود.

 

قتل شبه عمد به چگونه قتلی گفته می شود؟

مانند قتل عمد، قتل شبه عمد نیز شرایطی را در بر می گیرد که به بیان آن می پردازیم

  1. فرد مرتکب قصد انجام عملی را نسبت به فرد دیگر داشته باشد ولی قصد انجام قتل و کشتن فرد را نداشته باشد و رفتار آن جزء رفتار های کشنده نیز محسوب نشود
  2. هنگامی که فرد نسبت به عواقب انجام عمل مرتکب شده اش آگاهی نداشته و صرفا به به انجام آن پرداخته باشد
  3. هنگامی که فرد قاتل مرتکب اشتباه شده و عمل انجام شده از سر بی احتیاطی و بی دقتی وی رخ داده باشد

مجازات درنظر گرفته شده برای قتل های شبه عمد

با توجه به این نکته که در این نوع از قتل چون فرد به طور مستقیم از عمد انجام این عمل نپرداخته قانونگذار وی را مستوجب قصاص نمی داند و مرتبه پایین تر از قصاص را برای وی در نظر می‌گیرد
از این قبیل مجازات ها میتوان به پرداخت دیه مجازات حبس سه تا ده سال و سایر احکام موجود نام برد.

 

در چه صورت قتل رخ داده خطای محض شمرده می شود؟

  1. فرد در حالت بیهوشی و خواب باشد و مرتکب عمل قتل شود
  2. توسط فرد مجنون و یا صغیر (کوچکتر از سن قانونی) رخ دهد
  3. عملی که در آن فرد مرتکب جنایت بر متوفی را داشته باشد و نه انجام عملی را

مجازات قتل شبه عمد

مجازات های مطرح برای این قبیل قتل مانند قتل شبه عمد به مجازات های پایینتر از قتل نفس محکوم خواهند شد و معمولاً به پرداخت دیه محکوم می شوند با این تفاوت که در قتل شبه عمد فرد مرتکب ملزم به پرداخت دیه می باشد اما در قتل خطای محض ، عاقله (بستگان مرد فرد مرتکب که شامل پدر ، پدربزرگ ، پسر و غیره) ملزم به پرداخت دیه می باشند.

جرم قتل

نکات حائز اهمیت در جرم قتل

  1. سقط جنینی که منجر به فوت خود مادر شود مستوجب اشد مجازات بوده و بر آن اعمال می گردد
  2. رانندگی کردن بدون در دست داشتن مدرک گواهینامه بر رخ دادن قتل غیر عمد مستوجب تشدید میزان حکم دادگاه می باشد ولی به دلیل ممنوع بودن تعیین دو مجازات برای یک عمل صرفاً میزان مجازات اعمال شده افزایش پیدا میکند
  3. در جرایم قتل شبه عمد اعمال پرداخت دیه در صورت رضایت و خواست اولیای دم صورت می پذیرد.
  4. انجام هرگونه جنایت بدن متوفی برای از بین بردن ادله جرم رخ داده چه به دست خود شخص مرتکب و یا فرد دیگری به عنوان تعدد جرم شناخته شده و باعث افزایش مقدار مجازات معین گردیده می شود
  5. استفاده از هرگونه سلاح گرم و سرد در ارتکاب به قتل باعث تعدد و افزایش جرم شده و مجازات معین شده را افزایش میدهد

 

اجبار در انجام عمل قتل

اگر در انجام عمل قتل فردی توسط فرد دیگر مورد اجبار و دستور قرار گیرد و به دلیل اجبار به وجود آمده دست به جرم قتل بزند مرتکب قصاص شده و فرد اکراه کننده نیز به حبس ابد محکوم می شود
از تبصره های موجود در این موارد می‌توان به اینکه اگر فرد اجرا شونده کودکی به سن قانونی نرسیده و یا فردی دیوانه باشد فقط فردی که اجبار را ایجاد کرده محکوم شناخته شده و مورد مجازات قرار می گیرد.

جرایم قتلی که حکم قصاص برای آنها صادر نمی شود

در حالت های خاصی قانونگذار فرد مرتکب را با توجه به شرایط خاص موجود در شخص مستوجب اعمال مجازات قصاص نمی‌داند

  1. فرد مرتکب پدر یا جد پدری متوفی باشد
  2. فرد قاتل به سن قانونی رسیده باشد و یا دچار جنون باشد
  3. فرد متوفی دیوانه باشد
  4. فرد مرتکب قتل در حالت مستی بوده و به طور کل اختیار خود را از دست داده باشد و قصد قبلی برای مست بودن و انجام عمل قتل نداشته باشد
  5. فرد در حالت خواب و بیهوشی باشد و اقدام به قتل بکند فقط به پرداخت دیه مقتول محکوم می شود

 

وکیل جرم قتل

نقش وکیل در پرونده های کیفری قتل

در این گونه پرونده‌ها به دلیل اهمیت بسیار زیاد موضوع ، تخصص و مهارت وکیل موجود در پرونده از اصلی‌ترین و مهم‌ترین مسائل بوده و وکیل متخصص با استفاده از تخصص خود می تواند زندگی شخص را نجات دهد.
مجموعه ی عدل گو با داشتن کادری بسیار قوی از وکلا و مشاوران متخصص امور کیفری ، مفتخر به کسب موفقیت های قابل توجه می باشد. مجموعه عدل گو پاسخگویی ۲۴ ساعته به موضوعات نظر شما آماده خدمت رسانی می باشد. در صورت نیاز با شماره تماس های مجموعه حقوقی عدل گو تماس حاصل فرمایید.

وکیل متخصص انحصار وراثت

وکیل متخصص انحصار وراثت: ترکه یا ارث به معنای مالی که از میت باقی می‌ماند (اعم از ملک، زمین ،وجه نقد، بدهی و غیره). وراث به اشخاصی می گویند که از متوفی ارث می برد.

انحصار وراثت پس از فوت یکی از اعضای خانواده و برای تعیین میزان سهم الارث هر یک از وراث انجام میشود و به واسطه گواهی انحصار وراثت میزان ارث هر یک از اعضای خانواده مشخص میشود.

مدارک لازم برای تقاضای انحصار وراثت:

  1. شناسنامه و گواهی فوت متوفی
  2. استشهادیه محضری
  3. رسیده گواهی مالیات بر ارث
  4. شناسنامه وراثت
  5. وصیت نامه
  6. دادخواست انحصار وراثت

وکیل متخصص انحصار وراثت

شناسنامه و گواهی فوت متوفی:

پس از فوت متوفی و تایید پزشک مربوطه مراحل توسط اداره ثبت احوال ثبت و شناسنامه متوفی باطل و گواهی فوت صادر می گردد. ارائه اصل گواهی فوت و کپی آن به دادگاه الزامی می باشد.

استشهادیه محضری:

اسامی تمام وراث باید در فرم مخصوص که توسط دادگاه در اختیار متقاضیان قرار می‌گیرد نوشته شود و توسط دو نفر از اشخاص که وراث و متوفی را می شناسند امضا شود و امضای افراد فوق نیز باید توسط یکی از دفاتر اسناد رسمی تایید و گواهی مربوطه به دادگاه ارائه شود.

رسید گواهی مالیات بر ارث:

وراث باید بعد از فوت متوفی لیست کلیه اموال و دارایی های متوفی اعم از منقول و غیر منقول را به اداره دارایی حوزه محل سکونت متوفی ارائه کنند و رسید آن را دریافت نموده همراه مدارک دیگر تقدیم دادگاه کنند.

وصیت نامه:

در صورتی که متوفی وصیت نامه ای از قبل تنظیم کرده باشد، باید وصیت نامه همراه دیگر مدارک به دادگاه تقدیم کند.

دادخواست انحصار وراثت:

فرم مخصوص وراثت که با امضای همه وراثت و شاهدان در یکی از دفاتر اسناد رسمی ثبت شده و همراه دیگر مدارک لازم ذکر شده در موارد فوق به یکی از شوراهای حل اختلاف تحویل دهید.

این نکته نیز حائز اهمیت است که لازم نیست همه ورثه در شورای حل اختلاف حضور داشته باشند یک نفر از وراث هم برای ارائه مدارک و دادخواست به شورای حل اختلاف برود کافی است.

مرجع صلاحیت دار صدور گواهی انحصار:

مرجع صلاحیت دار برای صدور گواهی دادگاهی است که آخرین محل سکونت متوفی در آن قرار داشته باشد.

مطابق ماده ۲۰ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دعاوی مربوط به ترکه متوفی در دادگاه محلی اقامه می شوند که آخرین اقامتگاه متوفی در ایران در آن محل بوده است.

که امروزه شورای حل اختلاف این وظیفه را بر عهده دارد اگر اقامتگاه متوفی معلوم نباشد رسیدگی در صلاحیت دادگاهی است که آخرین محل سکونت متوفی در ایران در آن حوزه بوده است.

بنابراین اگر شخصی در طول مدت زندگی خود در شهرهای مختلف سکونت داشته باشد و برای مثال آخرین محل سکونت تهران باشد بعد از فوت، دادگاه تهران صلاحیت صدور گواهی انحصار وراثت را خواهد داشت هرچند که شخص در شهر دیگری فوت نموده باشد یا اموال وی در استان دیگری باشد.

چیزی که موجب ارث می شود دو امر است:

  • نسب
  • سبب

خویشاوندان نسبی:

رابطه شخصی با شخص دیگر از طریق ولادت چه مستقیم باشد مثل رابطه دختر و پدر و چه با واسطه مانند دو خواهر که به واسطه پدر با یکدیگر خویشاوند شده اند.

خویشاون سببی:

رابطه‌ ای است که بین دو نفرکه در اثر ازدواج به وجود می آید.

به موجب ماده 862 قانون مدنی :

اشخاصی که به موجب نسب ارث می برند سه طبقه اند:

طبقه اول:

پدر و مادر و اولاد،اولاد اولاد(نوه)

طبقه اول به دو درجه تقسیم می شود:
درجه‌ی اول پدر مادر و فرزندان درجه دوم اولاد اولاد نوه های متوفی

طبقه دوم:

اجداد( پدر و مادربزرگ) ، برادر، خواهر و اولاد آنها

درجه اول: اجداد مادربزرگ پدر بزرگ و برادر و خواهر
درجه دوم: فرزندان خواهر و برادر و اولاد آنها

طبقه سوم:

اعمام (عمو) و عمات ( عمه) اخوال (دایی) و خالات(خاله) و اولاد آنها

درجه اول عمو و عمه و خاله و دایی

اولاد آنها درجه دوم

وکیل متخصص انحصار وراثت:

شما می توانید برای پیشروی بهتر و سریعتر پرونده های انحصار وراثت خود به وکلای با تجربه ومتخصص عدلگو مراجعه فرمایید.

 

نکاتی درباره رشاء و ارتشاء

 

نکاتی درباره رشاء و ارتشاء

در این مقاله سعی شده تا به مفهوم کلی رشاء و ارتشاء و نحوه دادرسی آن در مراجع حقوقی پرداخته شود

 

نکاتی درباره رشاء و ارتشاء

معنی و مفهوم رشاء و ارتشاء

از آثار و بقایای باقیمانده از دوران کهن می توان دریافت که رشاء و ارتشاء یا همان رشوه خواری از جرائمی بوده که در آن زمان نیز مشهود بوده و توسط دو یا چند نفر صورت می گرفته و مجازات خاص خود را داشته است.

به زبان عامیانه و به طور کلی رشوه به تحویل دادن و یا پرداخت مال یا چیزی به فردی برای انجام فعلی که خارج از محدوده روند قانونی باشد گفته می شود و این عمل زیان های خاص خود راداشته و باعث ضایع شدن حق دیگر افراد می شود.

در بیان کلی رشاء به معنی دادن رشوه و ارتشاء به معنی گرفتن رشوه است و به گیرنده رشوه مرتشی گفته شده و به دهنده رشوه راشی میگویند.

مجازات های تبیین شده توسط قانون برای رشوه

موادی مانند ماده ۵۹۰ قانون مجازات اسلامی به جرم رشاء و عوامل آن پرداخت که به آن می پردازیم:

(رشوه دهنده علاوه بر ضبط مال به مجازات ۶ ماه تا ۳ سال زندان و یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود و اگر قبل از کشف جرم از وقوع بزه مامورین را آگاه کنند از مجازات ضبط مال پرداخت شده معاف میشود.
همچنین مجازات افرادی که مرتکب ارتشاء می‌شوند رشوه گیرنده در قانون ،علاوه بر استرداد اموال دریافت شده و رد آن به دولت ، به جزای نقدی و معادل آن اموال و انفصال دائم از خدمات دولتی و حبس از ۱۵ سال تا ابد محکوم خواهد شد و اگر مفسد فی الارض تلقی شود، محکوم به اعدام می شود.)

روند رسیدگی به شکایات و ادعاهای جرم ارتشاء

در این نوع پرونده ها نیز افرادی که متهم به چنین جرمی شدند،  با در دست داشتن مدارک و ادله های قابل قبول برای قانون می تواند طرح اعاده حیثیت کرده و از رخداد این اتهام نسبت به خویش جلوگیری نمایند. یکی از این مدارک قابل قبول، قبوض پرداخت وجه به حساب شخص سوم می باشد.

در ابتدا برای شکایت در مورد موضوع مشاوره شخص متقاضی دادخواست خود را طرح کرده و برای رسیدگی به دادسرا تحویل می دهد و دادسرا پس از بررسی های اولیه به تحقیقات خود در مورد موضوع می‌پردازد.
از نکات حائز اهمیت در پرونده های جرم ارتشاء به علت داشتن وجهه عمومی ، در صورت رضایت شاکی نیز این پرونده در جریان خواهد ماند و به آن رسیدگی خواهد شد.

 

مراحل پیگیری رسیدگی به پرونده های رشاء و ارتشاء

  1. طرح شکایت توسط فرد متقاضی دعوی
  2. رسیدگی توسط مراجع قانونی در دادگاه بدوی و اولیه
  3. تحقیق و جمع آوری مدارک موجود توسط بازرس پرونده
  4. اعلام رای توسط قاضی پرونده
  5. در صورت نیاز انجام تجدید نظر بر رای صادره

 

عنصر ذهنی انجام جرم رشاء

لازم به ذکر است که در پرونده رشاء ، سوء نیت و قصد فرد مرتشی و راشی، اصل بوده و اثبات این سوء نیت باعث مطرح گشتن جرم ارتشاء می گردد.
گاهی اوقات دیده می‌شود که فرد مال یا شی ء را به عنوان هبه یا قرض از فردی دریافت می کند و در لحظه متوجه سوء نیت پشت این موضوع نمی گردد و صرفاً به عنوان یک هدیه آن را دریافت می کند و به همین دلیل در دادگاه نیز فرد راشی گناهکار شناخته نمی شود چون متوجه انجام این عمل نبوده است.

 

مشاور حقوقی جرم  رشاء و ارتشاء

اثبات جرم رشاء همواره به عنوان یکی از پیچیده ترین و سخت ترین پرونده های حقوقی بوده و نیازمند یک مشاور ماهر و کاربلد حقوقی می باشد.

مجموعه ی عدل گو مفتخر به داشتن ماهر ترین و متخصص ترین مشاوران و وکلای ناحیه غرب تهران بوده و به پاسخگویی شبانه روزی به سوالات و نیازمندی های شما می پردازد.

 

 

برای آشنایی بیشتر با مشاوران و وکلای مجموعه حقوقی عدل گو تماس حاصل فرمایید.

 

کمیسیون ماده 100 شهرداری:

طبق ماده ١٠٠ قانون شهرداري ، مالكين اراضي و املاك واقع در محدوده شهر يا حريم آن بايد قبل از هر اقدام عمراني و يا تفكيك اراضي و شروع ساختمان از شهرداري پروانه اخذ كنند.

 آيا تعميرات و بازسازي هم نيازمند اخذ پروانه است ؟!

اگر تعميرات و بازسازي عمده و اساسي باشد پروانه مي خواهد.  تعميرات بازسازي و اساسي را مي توان شامل مواردي دانست كه موجب تغيير زير بنا شود و يا در مقاومت ساختمان اثر گذارد و يا موجب تغيير بنا شود.

تخلفات در زمينه شهرسازي به دو دسته تقسيم بندي ميشود:

  1. تخلفاتی که در ساختمان های فاقد پروانه رخ می دهد.
  2. تخلفاتی که در ساختمان های دارای پروانه اتفاق می افتد.

کمیسیون ماده 100 شهرداری

تخلفاتی که در ساختمان های فاقد پروانه رخ می دهد:

  1. تخلف با اصول ٣ گانه  فني ، بهداشتي و شهرسازي انطباق داره
  2. تخلفی كه با اصول ٣ گانه انطباق ندارند
مصاديق تخلفات مربوط اصول ثلاثه:

تخلف مربوط به اصول شهرسازي:

  • عدم رعايت برهاي اصلاحي و عدم عقب نشيني
  • تغيير كاربري كل ياقسمتي از ساختمان بدون اخذ مجوز
  • اضافه بنا و يا اضافه ارتفاع
  • حذف يا كسر پاركينگ
  • تجاوز به معابر عمومي مثل احداث پله،  احداث درب اضافه ورودي و حياط

مصاديق تخلف از اصول فني :

  • عدم رعايت مقررات ملي ساختمان ايران واستاندارد ٢٨٠٠
  • عدم رعايت تكنيك خاک
  • عدم رعايت معيارهاي فني راجب به مقاوم سازي در برابر اثر بارهاي  وارده زلزله و باد
  • رعايت نكردن اصول مربوط به طراحي و معماري و نحوه تقسيم فضاي داخلي ساختمان

تخلفات مربوط به اصول بهداشتي :

  • عدم تامين نور كافي و اصول مربوط به تهويه مطبوع
  • عدم ايجاد سرويس هاي لازم بهداشتي و حمام
  • عدم منظور نموندن فضاي ازاد در ساختمان براي استفاده از نور افتاب
  • براي ايجاد فضاي سبز و باغچه در كليه ساختمان ها اعم از مسكوني تجاري يا اداري

تخلفاتي كه دربناي داره پروانه رخ ميدهد :

  1. اضافه بناي زائد بر پروانه ساخت در منطقه مسكوني
  2. اضافه بناي زائد بر پروانه ساخت در منطقه صنعتي و تجاري يا اداري
  3. عدم احداث پاركينگ يا كسري پاركينگ و غير قابل اصلاح بودن آن  (در كمسيون ماده ١٠٠ در خصوص پاركينگ اصل بر اصلاح است و اگر اصلاح ميسر نباشه كمسيون ميتواند رأي به اخذ جريمه دهد).
  4. عدم رعايت برهاي اصلاحي (عقب نشيني)
ضمانت اجراي اين تخلف ها:
  1. تخريب يا قلع بنا
  2. جريمه
  3. تعطيلي

وکیل کمیسیون ماده 100

چه زماني كميسيون راي به تخريب یا جریمه مي دهد؟!

وقتي كه اصول ثلاثه رعايت نشده باشد.

به طور مثال: وقتي ملك استحكام لازم را ندارد و يا در پهنه فصاي سبز كه در طرح تفصيلي تعريف شده ملك مسكوني ساخته شده اما در صورتي كه ملک از لحاظ اصول فني و بهداشتي و شهرسازي داراي ايراد نباشد كميسون راي به جريمه خواهد داد، نه تخريب.

اما در صورتي كه متخلف از پرداخت جريمه خود، خودداري كند در اين مورد كميسيون مكلف به صدور حكم به تخريب است.

چه زمانی حکم به تعطيلي داده می شود؟

تبصره بند 24 ماده 55 در خصوصي كه شخص برخلاف مندرجات پروانه ساختماني در منطقه غير تجاري اقدام به برقراري محل كسب و تجارت كرده كه در اين حالت حكم كميسيون تعطيلي محل كسب و پيشه هست منظور از تعطيلي ، تعطيلي هميشگي نيست ولي اگر به كاربري مجاز تغيير استفاده بده اين تعطيلي رفع ميشود .

البته در صورتي كه شخص از اين حكم سرپيچي كند و آگاها  اقدام به استفاده مجدد تجاري از محل مزبور كند محكوم به حبس خواهد شد.

لازم به ذکر است خود شهرداری نمیتواند راسا تعطيل كند بلكه بايد اين مسئله در كمسيون مطرح شود و راي قطعی كميسون و ميني بر تعطيلي محل باشد.

يكي از تخلفات شايع در حوزه شهرسازي ، تخلف اضافه بناي زائد بر مساحت مندرج در پروانه است كه اين تخلف هم مي تواند در پروانه هاي مسكوني اتفاق بي افتد و هم در پروانه هاي با كاربري تجاري ، اداري يا صنعتي.

اگر اين اضافه بنا موجب نقض اصول ثلاثه نشده باشه و در واقع نظر كميسيون ماده ١٠٠ قلع اضافه بنا نباشد در اين صورت راي به اخذ جريمه صادر خواهد شد .

اگر اضافه بنا در منطقه مسكوني باشد ميزان جريمه ايي كه اخذ خواهد شد در واقع فرمولي هست كه محدوده جريمه رو مشخص ميكند ونه يك عدد معين .

به اين ترتيب كه آنچه در قانون مقرر شده جريمه نبايد از حداقل يک دوم ارزش معاملاتي ساختمان كمتر و سه برابر از ارزش معاملاتي بيشتر باشد و بنابراين جريمه ايي كه كميسيون براي متخلف در نظر خواهد گرفت از اين محدوده بيشتر يا كمتر نخواهد بود.

اگر اضافه بنا در منطقه تجاري يا صنعتي و يا اداري باشد در اينجا جريمه نبايد از حداقل دو برابر ارزش معاملاتی ساختمان كمتر و از چهار برابر ارزش معاملاتي ساختمان بيشتر باشد.

اين موارد در حالتي بود كه ملك داراي پروانه ساختماني بود ولي شخص از ميزان مندرج در پروانه تخلف كرده و اقدام به ساخت مازاد نموده است.

حالت ديگر تخلف: اضافه بنا اتفاق مي افتد ولي در حالتي كه بنا كلا پروانه ساخت نداشته باشد و بدون پروانه ساخته شده باشد ، در اين حالت اگر اصول ثلاثه رعايت شده باشد و ضرورتي به تخريب نباشد كميسيون اقدام به صدور راي بر اخذ جريمه خواهد داد.

البته با وجودي كه از تبصره ٤ ماده 100 قانون شهرداري اختيار كميسيون بر اخذ جريمه يا صدور راي بر تخريب حتي با وجود رعايت اصول سه گانه دريافت ميشه ولي طبق راي شماره ٥٧٧ مورخ ٩٣/٣/٢٦ هيئت عمومي ديوان عدالت اداري راي كميسيون ماده ١٠٠ مبني بر تخريب بايد متضمن اعلام رعايت نشدن اصول سه گانه در ساختمان احداثي باشد.

جريمه قانون گذار در اين خصوص :

يک دهم ارزش معاملاتي ساختمان و يا يک پنجم ارزش سرقفلي ساختمان و هركدام كه بيشتر باشد كميسون آن مبلغ را مورد حكم قرار خواهد داد.

نكته : منظور از ارزش معاملاتي ساختمان مطابق راي شماره ٢١٠ مورخ 87/4/2 هيئت عمومي ديوان عدالت اداري ، ارزش معاملاتي ساختمان ارزش در تاريخ وقوع تخلف است نه تاريخ رسيدگي.

كميسيون ماده 100 بر اساس راي هيئت عمومي ديوان عدالت اداري نميتواند شخص متخلف رو به پرداخت خسارت تاخير تاديه در پرداخت جريمه محكوم كند.

در صورتي كه ادعا شود در زمان ساخت بنا محل ساخت خارج از محدوده ي شهر بوده بنابراين شخص مكلف به اخذ پروانه نبوده در اين حالت كميسيون مكلف است به اين ادعا رسيدگي كند.

  تخلفات مربوط به كاربري :

منظور از كاربري در واقع چگونگي و نوع استفاده از زمين است كه اين امر توسط طرح هاي جامع تفصيلي و طرح هادي معين مي شود.

در ماده 100 قانون شهرداري كاربري هاي مختلف رو به ٤ دسته تقسيم بندي كرده است:

  • مسكوني
  • تجاري
  • صنعتي
  • اداري

هر كدام از اين موارد داراي زيرمجموعه هايي نیز هستند.

از لحاظ نوع محاسبه جرائم و حوادث هم بر همان اساس مورد توجه و برسي قرار ميگيردند.

باید توجه داشت که كاربري جزو اصول شهرسازي محسوب مي شود و هر نوع تخلف از آن تخلف از اصول شهرسازي است.

اصولا تخلفات مربوط ب كاربري با عنوان تغيير كاربري  شناخته شده است در حالي كه اين تخلف تنها تخلف مربوط به كاربري نيست و بايد تخلف حذف را نيز به آن اضافه كرد.

تخلف حذف:

تخلف حذف و تغيير كاربري در زمان احداث بنا اتفاق مي افتد به اين معنا كه  ملكي كه مسكوني است بايد داراي يک سري واحدها و قسمت هاي مختلفي مثل اشپزخانه ، حياط ، سرويس بهداشتي و … باشد.

اين مسئله در خصوص ملک تجاري لزوما وجود ندارد بنابراين به محضي که ملكی  با نوع كاربري مسكوني در حال ساخت باشد اما به جاي اينكه به تمام قسم هاي لازم براي يك ملک مسكوني توجه شود چند قسمت رو حذف مي شود.

بنابراين شخص اقدام به حذف يک يا چند قسمت از كاربري مربوطه ميكند با اين توجيح كه تغيير كاربري بدهد. و به جاي اينكه ملک به طور مسكوني مورد استفاده قرار بگيره به صورت تجاري مورد استفادع قرار می گیرد.

در اين حالت شخص مرتكب تخلف حذف شده است ممكن است اين شخص علاوه بر اينكه بخش هايي از آن كاربري مربوطه را حذف كرده باشد علاوه بر حذف امكان بهره برداري از اون كاربري رو تغيير داده باشد به طور مثال شروع به فعاليت تجاري كرده باشه در اين حالت وي مرتكب دو نوع تخلف شده است :

  1. تخلف مربوط به حذف
  2. تخلف مربوط به تغيير كاربري

حذف يا كسري پاركينگ:

پاركينگ جزو اجزايي است كه در كاربري مسكوني وجودش لازم است.

از انجايي كه قانون گذار بر اساس تبصره 5 ماده100 قانون شهرداري در خصوص تخلف مربوط به حذف يا تبديل پاركينگ قواعد خاصي رو مطرح ميكند :

اگر تبديل مجدد محل به پاركينگ از لحاظ فني ميسر باشه در مرحله اول اصولا همين مورد در راي كميسيون لحاظ خواهد شد اما در صورتي كه تبديل مجدد محل به پاركينگ از لحاظ فني و ساير شرايط ممكن نباشد كميسون اصولا راي به صدور جريمه براي هرمترمربع فضاي از بين رفته پاركينگ خواهد كرد كه ميزان جريمه حداقل يک برابر و حداكثر دو برابر ارزش معاملاتي ساختمان است.

مطابق تبصره 5 ماده گفته شده مساحت هر پاركينگ 25 متر معين شده است و اگر فضا به عنوان پاركينگ اختصاص داده شده باشه ولي عملا امكان پارك خودرو وجود نداشته باشه اين فرض ميشود که بنا فاقد پاركينگ است و جريمه براي هر واحد بر مبناي 25 متر مدنظر قرار خواهد گرفت .

نكته : وزارت كشور بر اساس بند الف ماده 43 قانون وصول برخي از درآمد هاي دولت و مصرف آن در موارد معين مصوبه رو مورخ ٤/ ٦ /٧١ به كليه استانداري ها ابلاغ كرده به اين ترتيب در موارد خاص كه امكان تامين پاركينگ وجود نداشته باشد شهرداري ها اجازه دارند در صورت وجود شرايط مذكور در آن مصوبه به هنگام صدور پروانه ساختماني پاركينگ رو حذف كند و عوارض حذف پاركينگ رو بر اساس ارزش معاملاتي زمين وصول نمايند ( منظور در صورت تقاضاي مالك امكان برسی و حذف پاركينگ وجود داره).

 تخلف تبديل و تغيير كاربري:

اين تخلف مي تواند هم قبل و هم در مرحله احداث بنا و يا پس از احداث بنا رخ بدهد.

قبل از شروع احداث بنا ممكن است شخص تقاضايي خلاف حقوق محتسب و يا كاربري سابق ملک داشته باشه كه در اين صورت مورد قبول شهرداري قرار نخواهد گرفت.

اگر در مرحله ساخت بنا ، شهرداري متوجه تبديل و تغيير كاربري شود در اين حالت از ادامه عمليات ساختماني جلوگيري ميشود و پرونده به كميسيون ماده 100 فرستاده خواهد شد و اگر كميسيون تشخيص بده امكان اصلاح بنا مطابق با آن و كاربري ساختمان وجود داره راي به اصلاح بنا ميدهد و اگر بناي در حال احداث با كاربري تعريف شده اساسا در تضاد باشه راي به قلع بنا صادر خواهد كرد.

ممكن است تغيير كاربري بعد از احداث بنا رخ بدهد در اين صورت که پروانه ساختماني مسكوني است ولي به صورت تجاري مورد استفاده قرار داده باشد در اين صورت راي كميسيون اعاده كاربري ملک به وضع اوليه است.

همچنين ممكن است ملكي ساخته باشه اما بدون پروانه ولي در كاربريه مجاز احداث شده باشده در اين حالت اگر با اصول سه گانه شهرسازي فني و بهداشتي مقايرتي نداشته باشه راي كميسون به ابقا ولي با اخذ جريمه خواهد بود .

وکیل کمیسیون شهرداری

چگونگی رسیدگی به آراء قطعی صادر شده کمیسیون ماده 100 شهرداری در دیوان عدالت اداری:

پس از صدور رای در مرحله تجدید نظر کمیسیون  این ماده غالبا رای قطعی و خواهد بود.

اما بر اساس بند ۲ ماده ۱۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲ می شود به تصمیم قطعی کمیسیون در دیوان عدالت اداری اعتراض نمود .از جانب دیگر زمانی که رای قطعی کمیسون قابل اجرا و قطعی باشد می توان همزمان با اعتراض به رای دیوان عدالت خواستار دستور موقت هم شد.

افرادی که از تخلفات ساختمانی دیگر دچار ضرر شده اند برای شکایت به کدام مرجع باید مراجعه کنند؟

باید به شهرداری مراجعه کرده و اعتراض خود را بیان کنند در صورتی که شهرداری تخلف صوت گرفته را در صلاحیت کمیسیون ماده 100 بداند؛این موضوع را به آن کمیسون ارجاع می دهد.

وکیل متخصص کمیسیون ماده 100 شهرداری:

گروه وکلای عدل گو با کادری مجرب از وکلای باتجربه ،متخصص و آگاه با تلاش 24 ساعته پاسخگوی شما عزیزان در راستای پیگیری عملکرد هر چه بهتر و سریعتر پرونده های شما هستند .شما می توانید در صورت نیاز با وکلای متخصص این مجموعه در ارتباط باشید.

برای رسیدگی به پرونده های مربوطه به کمیسیون ماده 100 شهرداری به وکلای متخصص و با تجربه عدل گو مراجعه فرمایید.

 حق ارتفاق

منظور از حق ارتفاق چیست ؟

یکی از حقوق عینی است که فقط نسبت به مال غیرمنقول برقرار می شود و حقی است برای شخص در ملک دیگری که به واسطه مجاورت دو ملک پدید می آید.

درحق ارتفاق ما با دو ملک مواجهیم :

1.ملک دارای حق ارتفاق: ملکی که حق ارتفاق به نفع آن در ملک دیگربرقرار شده است .
2.ملک مورد حق ارتفاق (ملک موضوع حق ارتفاق): ملکی که حق ارتفاق نسبت به ان برقرار است یعنی دیگران نسبت به ان ملک حقی دارند مبنی بر عبور یا بردن آب یا …

مشخصات حق ارتفاق:

  1. یک حق عینی است .

2. فقط نسبت به اموال غیر منقول پدید می اید ؛ بنابراین همیشه در شمار حقوق غیرمنقول است .

3. جنبه شخصی ندارد بلکه به تبع ملک ایجاد می شود .

4. یک حق دائمی است . یعنی در صورتی که به طرق قانونی از بین نرود یا ساقط نشود ، شخصی که حق ارتفاق از ملک او را داریم ، نمیتواند حق ارتفاق را نادیده بگیرد و آن را نقض کند .

5. حق ارتفاق به واسطه تقسیم ملک مورد ارتفاق یا ملک دارنده حق ارتفاق ساقط نمیشود و پس ازتقسیم مال مشاع ، همچنان به قوت خود باقی میماند .بدین شرح که اگر یک ملک مشاع درملک همسایه حق ارتفاق داشت بعد از اینکه ملک مشاع افراز شد ، حق ارتفاق همچنان باقی میماند. همچنین اگر ملک مورد حق ارتفاق مشاع باشد وبین شرکا تقسیم گردد ، حق ارتفاقی که در آن موجود بوده است به قوت خود باقی میماند.

6. حق ارتفاق جزء توابع مبیع منتقل میگردد مگراینکه طرفین معامله شرط خلاف کنند. یعنی در صورت فروش ملکی که برای ان ملک حق ارتفاق برقرار شده است ، حق ارتفاق مزبور نیز به خودی خود به طرف مقابل منتقل میگردد ، مگر انکه شرط خلاف شده باشد .

 

حق ارتفاق
اقسام حق ارتفاق از حیث موضوع :

1. حق العبور : ممکن است مبنی برعبور از ملک دیگری باشد که بدان حق العبور یا حق ممرگویند.
2. حق المجری : ممکن است مبنی بر بردن اب از ملک دیگری یا کانال یا وسیله دیگری باشد که بدان حق المجری گویند.
3. حق سر تیر : ممکن است مبنی بر نهادن سرتیر یک ساختمان روی دیوار بنای همسایه باشد که به ان حق سرتیر گفته می شود .
4. ممکن است مبنی بر سایر امورمانند حق باز کردن در و پنجره به ملک مجاور باشد .

اقسام حق ارتفاق از حیث منشأ :

طبیعی: منشأ حق ارتفاق وضعیت خاص استقرار دو ملک است برای مثال یک ملک به طور طبیعی مجرای آب باران یا فاضلاب ملک دیگر شده است.

قراردادی: حق ارتفاق به واسطه یک قرارداد تحصیل شده است که این قرارداد فیمابین مالک ملکی که مورد حق ارتفاق است و شخصی که میخواهد حق ارتفاق را تحصیل نماید ، برقرار میگردد.

ناشی از تصرف سابق: اگرشخصی از زمان های گذشته در ملک مجاور به عنوان داشتن حق ارتفاق تصرف میکرده است ، برای مثال از زمان های گذشته در ملک همسایه دارای حق مجری بوده است ، به نحوی که سابقه این تصرفات معلوم نباشد، این امردلالت بروجود حق ارتفاق برای وی دارد مگر انکه خلاف ان اثبات شود.

در صورت کسب آگاهی و اطلاعات بیشتر و کاملتر در ارتباط با حق ارتفاق شما میتوانید از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس حاصل فرمایید .

طلاق به درخواست زن :

از آنجایی که در کشور ما طلاق در اختیار مردان است خانم ها راهی دشوار و سخت را برای گرفتن طلاق بدون رضایت شوهر طی می‌کنند و باید دلایل موجه داشته باشند.

موجبات طلاق از طرف زن:

زوج می توانند از طریق ۴ روش و دلیل درخواست طلاق مطرح کند.

۱. ناتوانی شوهر از پرداخت نفقه به زن:

در صورتی که شوهر توانایی پرداخت نفقه به زن را نداشته باشد زوجه میتواند برای گرفتن طلاق به دادگاه مراجعه کند و قاضی شوهر را وادار به طلاق می کند.
در این مورد زوجه دعوای الزام به پرداخت نفقه را در دادگاه مطرح می‌کند. دادگاه پس از بررسی میزان نفقه زن را تعیین میکند و مرد باید حکم را بعد از دریافت اجرا کند. در صورت عدم اجرا زوجه قادر به درخواست طلاق از دادگاه می باشد.

۲. عسر و حرج:

اگر در دادگاه ثابت شود که ادامه زندگی مسبب عسر و حرج می شود دادگاه زوج را مجبور به طلاق می کند.
نکته: عسر و حرج را قاضی تشخیص می‌دهد.

۳. غیبت زوج بیش از ۴ سال (غایب مفقود الاثر)

در صورتی که زوج بیش از چهار سال غایب مفقود الاثر باشد زوجه میتواند تقاضای طلاق کند.
در این مورد دادگاه به درخواست زن در یکی از روزنامه‌ها سه بار پشت سرهم آگهی منتشر می‌کند و پس از گذشت یک سال از اولین آگهی در صورتی که خبری از زوج نباشد حکم طلاق را صادر میکند.

۴. شروط ۱۲ گانه ضمن عقد که زوجه میتواند از طریق آنها درخواست طلاق کند:

۱) هرگاه زوج ۶ ماه نفقه زن را پرداخت نکند.
۲) در صورت اثبات رفتار بد مرد نسبت به زن
۳) در صورت داشتن بیماری غیر قابل درمان زوج
۴) در صورتی که زوج دیوانه باشد و فسخ نکاح ممکن نباشد.
۵) اشتغال زوج به کاری که در تناقض با آبروی زوجه باشد.
۶)محکوم شدن مرد به مجازات ۵ سال حبس و یا بیشتر.
۷) اعتیاد مواد مخدر و شرب خمر
۸) ترک زندگی توسط زوج به مدت زمان ۶ ماه متوالی
۹) محکومیت زوج به مجازات های حدی و تعزیری.
۱۰) بچه دار نشدن مرد به مدت زمان ۵ سال.
۱۱) مفقود الاثر شدن مرد به مدت شش ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه
۱۲) در صورتی که مرد بدون اجازه و رضایت همسر خود ازدواج مجدد کند.

طلاق به درخواست زن

چه مدارکی برای طلاق از طرف زن لازم است؟

  1. اصل سند ازدواج
  2. کپی کارت ملی زن
  3. اصل شناسنامه زن

نحوه دادرسی طلاق به درخواست زن:

اگر زن قصد طلاق داشته باشد همراه با مدارک شناسایی خود باید به دفاتر خدمات قضایی مراجعه کند و دادخواست طلاق از طرف زن را مطرح کند. پس از طرح دادخواست طرفین به داوری ارجاع می‌شوند و در صورت عدم سازش داوران به دادگاه گزارش عدم سازش را ارجاع می دهند و سرانجام دادگاه با توجه به مدارک و گزارش داوران و…. رای صادر می کند.

مرجع صالح دعوای طلاق به درخواست زن:

طبق ماده ۱۴ قانون حمایت از خانواده زوجه میتواند هم به دادگاه خانواده محل خود و هم دادگاه خانواده محل اقامت زوج مراجعه کند.

طلاق به درخواست زوجه

 

پرسش ۱ : چنانچه زوجه دعوای طلاق را به دلیل عسر و حرج ناشی از عدم پرداخت نفقه مطرح کند آیا لازم است ابتدا جداگانه دعوای ترک انفاق را مطرح کند مثل پرسش اول یا از ابتدا در حین دعوای طلاق دلیل ترک انفاق قابل رسیدگی است؟

جواب : با توجه به مفاد ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی و بند مورد استناد عقدنامه که ابتدا باید زوج ملزم به پرداخت نفقه شود و ثابت شود که اجبار به پرداخت ممکن نیست و از طرفی ثبوت ترک نفقه از احکام مقدم و محقق موضوع حکم طلاق و اعمال وکالت است و طبق ماده ۱۲۵۷ قانون مدنی بار اثبات دعوا به عهده خواهان بوده و دادگاه ملزم به تحصیل دلیل نیست و درخواست طلاق توسط زوجه خلاف اصل است. لذا مطلقا ابتدا باید موضوع ترک انفاق طرح و عدم امکان اجبار زوج به پرداخت ثابت گردیده و سپس در خصوص طلاق اقامه دعوا شود. بعضی نیز اضافه نمودند حتی در صورت اقرار صریح زوج به ترک انفاق باز هم باید ترک نفقه جداگانه طرح و اثبات و زوج ملزم به پرداخت و عدم امکان اجبار ثابت شود.

پرسش ۲: آیا ماده ۱۹ قانون حمایت خانواده به قوت خود باقی است و صدور گواهی عدم امکان سازش و سایر موارد مذکور در این ماده رای دادگاه قطعی است؟
با توجه به مواد ۱ و ۳۳۱ و ۵۲۹ قانون آیین دادرسی مدنی که در این خصوص قابلیت اجرا دارد در نتیجه ماده ۱۹ قانون حمایت خانواده به قوت خود باقی نیست و اینگونه دعاوی قابل تجدید نظر است و قطعی نیست.

پرسش۳: زمانی که زوجه به طرفیت زوج دعوای طلاق طرح می‌کند و زوج را مجهول المکان اعلام می‌کند آیا دادگاه باید مقررات مربوط به غایب مفقودالاثر را در مورد طلاق زوجه و غیبت زوج رعایت کند؟اساساً چه تفاوتی بین مجهول المکان بودن و غایب مفقودالاثر وجود دارد؟

ممکن است در دو مورد زوج ، تقدیمی از ناحیه زوجه قرار گیرد:
1. در صورتی که یکی از شروط ضمن عقد به نفع او محقق شود که در این صورت دادگاه با احراز تخلف از شرط حکم طلاق صادر می کند.
2. در صورتی که زوجه به عنوان عسر و حرج زوج مجهول المکان را خوانده قرار دهد که در این صورت نیز دادگاه پس از احراز عسر و حرج ، حکم طلاق صادر می کند. در این دو مورد مجهول المکان بودن زوج ارتباطی به غایب مفقودالاثر ندارد اما در صورتیکه زوجه هیچ یک از دو مورد فقرا جهت تقاضای طلاق اعلام نکند و صرفاً مدعی باشد که شوهرش منزل را ترک کرده و از او اطلاعی ندارد در این مورد مقررات مربوط به شخص غایب مفقود الاثر اعمال و سپس حکم طلاق صادر می شود.

وکیل طلاق به درخواست زن:

درخواست طلاق از سوی زوجه بدون شک ازپیچیده ترین پرونده ها است و نیازمند رسیدگی دقیق است بنابراین بهتر است در این زمینه با وکیل متخصص خانواده مشورت صورت گیرد. در صورت نیاز به وکیل متخصص خانواده از طریق راه های ارتباطی با موسسه حقوقی عدلگو تماس حاصل فرمایید.

 

نکاتی درباره تغییر کاربری اراضی

 

نکاتی درباره تغییر کاربری اراضی

با تکیه بر شواهد و مدارک موجود در زمینه زمین شناسی می توان به این نکته دست یافت که زمین و مراتع همواره دارای یک مساحت و مقدار مشخص بوده و چیزی نمی تواند باعث افزایش و یا کاهش آن شود و با دقت به این نکته که جمعیت انسان بر روی کره زمین روزانه در حال افزایش است، مقدار درخواست و نیاز انسان برای مالکیت زمین نیز بیشتر می‌شود.
به زبانی دیگر و با توجه به توضیح علم اقتصاد زمین منبعی است که ثابت و محدود بوده اما مقدار درخواست و تقاضای آن همواره در حال افزایش می باشد.

مشاوره تغییر کاربری اراضی

بشر همواره به دنبال راه هایی برای افزایش درآمد خود بوده و برای دستیابی به آن ابداعات و شرایط جدیدی را بوجود آورده است که یکی از آنها تغییر دادن کاربری استفاده از زمین ها می باشد.
از دلایل مهمی که می توان در زمینه تغییر کاربری اراضی کشاورزی مد نظر داشت می توان به این نکته که تولید محصول در زمین های کشاورزی همواره هزینه های هنگفتی را برای کشاورزان در پیش داشته و از طرفی نیز مقدار سوددهی کمی که کشاورزان از کشت خود بدست می آوردند، از دلایلی است که افراد را به فکر تغییر کاربری زمین خود می اندازد.

به طور کلی تغییر کاربری به معنی مجوز تغییر روش استفاده از زمین توسط مالک ملک می باشد.در این میان کشاورزان و زمین داران متعددی با افتادن در دام دلالان و سودجویان، زمین ها و اراضی خود را به فروش رسانده و به فکر مهاجرت به سمت و سوی شهر ها می افتند که این عمل به جز به وجود آوردن مشکلات متعدد شهری، به طور ناخوداگاه باعث تغییر کاربری آن زمین ها می شوند.

از مشکلات دیگری که می تواند از رخداد این عمل به وجود بیاید، افزایش قیمت اراضی فروخته شده و بروز تورم و مشکلات اقتصادی فراوان برای مردم آن منطقه  نام برد.
به دلیل تجمع تغییرات کاربری اراضی در سطوح مختلف کشور ، قانونگذاران به فکر تصویب قانونی برای جلوگیری از وقوع بی رویه ی این تغییرات افتادند به طوری که در سال ۱۳۷۴ قانونی بدین منظور تصویب و در سال ۱۳۸۵ به اصلاح آن پرداختند.

تغییر-کاربری-اراضی

در این مقاله به شرح قانون مدنظر و اقداماتی که میتوان صورت بگیرد می پردازیم.

قانون تغییر کاربری اراضی ایران

طبق بند ۲ این قانون، با پیگیری های کمیسیون مرتبط و انجام پژوهش های مورد نیاز برای تغییر کاربری اراضی مالکین باید ۸۰ درصد مبلغ قیمت زمین را به صندوق خزانه داری کشور بپردازد و نکته قابل توجه این است که تغییر کاربری برای باغات ومراتعی که خود مالک در آن سکونت دارد برای یک بار می‌تواند صورت بگیرد .همچنین برای تاسیس مشاغلی مانند مرغداری، دامداری و احداث گلخانه، پرورش ماهی و نظیر این صنایع که به کشاورزی و مشتقات آن مرتبط می شود، مالیاتی مدنظر قرار گرفته نشده و افراد معاف از پرداخت این مالیات هستند.

مجازات های تصویب شده برای متخلفین

تا این قسمت از مطلب ، ما به افرادی پرداختیم که به طور قانونی و با عملکرد قانونی به تغییر کاربری اراضی خود پرداختند اما همواره افرادی هستند که از این قوانین سرپیچی کرده و به صورت غیر قانونی زمین خود را تغییر کاربری میدهند که قانون گذار برای این افراد تمهیدات حقوقی و کیفری ای را در نظر گرفته که در بند قانونی آمده است:

«تغییر کاربری غیرقانونی اراضی جرم شناخته شده و مالکان و باغداران زمینها که بدون در دست داشتن مجوز و عملاً به صورت غیر قانونی به تغییر کاربری زمین خود اقدام نمایند، علاوه بر ابلاغ حکم تخریب بنای ساخته شده در ملک، ایشان به پرداخت جریمه نقدی به مقدار از یک تا سه برابر ارزش قیمتی معین به قیمت روز املاک مجازات می شوند و در صورت تکرر اقدام به این جرم ، حداکثر مقدار جزای نقدی و احیاناً یک تا شش ماه زندان از طرف قانونگذار برایشان مدنظر قرار می گیرد.»

دادگاه دارای صلاحیت رسیدگی به پرونده های تغییر کاربری اراضی

تمامی پرونده‌های تغییر کاربری به وزارت جهاد کشاورزی مرتبط بوده و رسیدگی به آنها باید در دادسرا های محل وقوع ملک صورت بگیرد.

راه های موجود برای احقاق حق از اتهام

به طور کلی مالکان به مدت سه سال فرصت مراجعه به مراجع حقوقی برای احقاق حق خود از اتهام تغییر کاربری اراضی وارده به خود را دارند و در صورت مراجعه در زمان معین شده روند کار توسط مراجع قانونی صورت می پذیرد.

روش دوم در خصوص اعاده حق درباره زمین می توان اشاره کرد که با ارائه مدارک مورد نیاز عدم زراعی بودن ملک و غیرقابل کشور بودن زمین را اثبات کرده و برائت از اتهام وارده را دریافت کنیم.

اساساً در این موضوعات حضور وکیل متخصص و کاربلد برای جلوگیری از ضرر و زیان های هنگفت احتمالی به علت های مختلف مانند قیمت گذاری اشتباه ، تخریب بنا به علت فرسودگی ، رخ دادن خطایا در زراعت و دامداری ها یا ماوردی دیگر مانند صدور اشتباه حکم تخریب برای بنای ساخته شده توسط مالک جدید در قطعه ای از زمین خریداری شده از مالک قبلی ، از اساسی ترین موضوعات است و تخصص و مهارت وکیل همواره راهگشای مسیر سخت و پیچیده تغییر کاربری اراضی خواهد بود.

 

مجموعه عدل گو با داشتن متخصص ترین وکلای ناحیه، مفتخر به ارائه مشاوره های 24 ساعته می باشد.

 

در صورت نیاز با شماره تماس های مجموعه حقوقی عدل گو تماس حاصل فرمایید

وکیل زنا

زنا چیست؟

وکیل زنا : زنان رابطه جنسی ام از مهبلی و مقعدی بدون ازدواج میان زن و مرد است و به مرد مرتکب جرم زنا زانی و به زن مرتکب زنا زانیه گفته می شود.

زنا در اسلام انواع مختلفی دارد:

  1. زنا با محارم
  2. زنای به عنف
  3. زنای محصنه
  4. زنای غیر محصنه

زنا با محارم: هرگاه یک مرد با یکی از زنان جزو محارم خود مثل خواهر و مادر، دختر که ازدواج با آنها ممنوع است زنا کند زنا با محارم صورت گرفته است.

زنای به عنف : هرگاه زانی با زور و اجبار اقدام به زنا با زنی که راضی نیست کند زنای به عنف صورت گرفته است.

زنای محصنه: هرگاه زانیه همسر دائمی داشته باشد و هیچ مانعی برای نزدیکی با همسر خود نداشته باشد و زنا کند زنای محصنه صورت گرفته است و هر گاه مرد متاهل زنا کند زنای آن مرد زنای محصن است.

زنای غیر محصنه: هرگاه شخصی که مجرد است زنا کند زنای وی غیر محصنه است .

وکیل زنا

مجازات انواع زنا در اسلام:

به عقیده برخی از فقها مجازات زنای با محارم اعدام است اما برخی معتقدند کیفر و مجازات آن این است که با شمشیر ضربه ای به گردن مجرم بزنند و در صورتی که زنده بماند محکوم به حبس ابد میشود.

کیفر زنای به عنف برای زانی اعدام است.

کیفر زنای محصن برای شخص زنا کننده در صورتی که پیر باشد ۱۰۰ ضربه شلاق و پس از آن سنگسار است اگر جوان باشد محکوم به صد ضربه شلاق می شود و سر وی را نیز می تراشند و یک سال به شهری دیگر تبعید می کنند.

کیفر زنای غیر محصنه در مرحله اول ۱۰۰ ضربه شلاق و در مرحله سوم یعنی اگر سه بار زنا کند و در هر بار شلاق خورده باشد کیفر زنای چهارم اعدام است.

وکیل زنا

تفاوت رابطه نامشروع و زنا:

به عقیده بسیاری از مردم رابطه نامشروع در واقع همان زنا است در حالی که رابطه نامشروع رابطه ای است که در آن زن و مردی که بین آنها رابطه ازدواج نیست مرتکب اعمالی اعم از بوسیدن و آغوش و … میشوند و جرم محسوب می شود در حالیکه زنا رابطه جنسی اعم از مقعدی و مهبلی بین زن و مردی است که ازدواج نکرده اند .

راههای اثبات زنا :

1) اقرار: اقرار خود زانی یکی از طرق اثبات زناست به این معنی است که خود زانی اعتراف کند که زنا کرده است.

اقرار باید دارای شرایط زیر باشد:
۱. معترف باید عاقل و بالغ باشد.
۲. با اراده خود اقرار کند.
۳. وی باید اقرار کند که چهار مرتبه زنا کرده است در غیر این صورت اثبات نمی شود.
۴. اقرار تنها نزد قاضی باید صورت گیرد و تنها نزد وی اعتبار دارد.

۲) شهادت شهود: روش دیگر برای اثبات زنا شهادت شهود است.
تعداد افرادی که برای اثبات زنا باید شهادت بدهند به ترتیب زیر می باشد:
– چهار مرد عادل که زنا را دیده باشند.
– سه مرد و دو زن که زنا را دیده باشند.
۳) علم قاضی:
یکی از راههای اثبات جرم علم قاضی نسبت به یک موضوع است.و اگر به طریقی از جمله عکس و فیلم به قاضی ثابت شود که زنا انجام شده یکی از راههای اثبات زنا اتفاق افتاده و قاضی میتواند حکم آن را صادر کند.

وکیل زنا:

اثبات زنا از جمله امور سخت محسوب می‌شود و بهتر است در این زمینه با وکیل متخصص امور کیفری مشورت انجام شود زیرا وکیل با تجربیات و اطلاعات خود در این زمینه می‌تواند به بهترین نحو ممکن از حقوق موکل دفاع کند در صورت نیاز به وکیل متخصص امور کیفری از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس بگیرید.

تماس