خیانت در امانت

مشاوره حقوقی خیانت در امانت :

خیانت در امانت از جمله جرایم علیه اموال است که در این مطلب پس از بیان ماده قانونی آن به برخی نکات مهم آن میپردازیم .
ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات اشعار می‌دارد :

هرگاه اموال منقول یا غیرمنقول یا نوشته ای از قبیل سفته و چک و قبض و نظایر آن به عنوان اجاره امانت یا رهن یا برای وکالت یا هر کار با اجرت یابی اجرت به کسی داده شده و بنا به این بوده است که اشیای مذکور مسترد شود یا به مصرف معینی برسد و شخصی که آن اشیا نزد او بوده ( یعنی امین ) آنها را به ضرر مالک یا متصرف آنها استعمال یا تصاحب یا تلف یا مفقود نماید به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد .

برای وقوع جرم خیانت در امانت چهار شرط باید وجود داشته باشد :

شروط تحقق جرم خیانت در امانت :

شرط اول : اشیای مذکور در ماده به شخص سپرده شده باشد .
شرط دوم : بنا بر این که مال سپرده شده مسترد ( بازگردانده ) شود یا به مصرف معین برسد .
شرط سوم : شخصی که مال نزد اوست ، مال را استعمال را تصاحب یا تلف یا مفقود کند .
شرط چهارم : استعمال یا تصاحب یا تلف یا مفقود کردن مال توسط امین به ضرر مالک یا متصرف باشد .

خیانت در امانت

توضیح شروط تحقق خیانت درامانت :

توضیح شرط اول : سپرده شدن اموال به امین :

به تصریح ماده قانونی ، مالی می تواند موضوع جرم باشد که منقول ( خودرو ) ، غیر منقول ( ساختمان ) ، سفته ، چک و ….. است .
بنابراین اگر موجر چک تضمینی که از مستاجر گرفته را پیش از موعد به اجرا بگذارد خیانت در امانت محقق است به تصریح ماده سپرده شدن در قالب هر عقدی می‌توان باشد بنابراین خیانت در امانت فقط در مورد عقد امانت نیست و بقیه عقود مانند عاریه ، وکالت و…. را نیز در بر می‌گیرد .
با توجه به لزوم سپرده شدن مال ، اگر شخصی مال متعلق به دیگری را بدون اینکه به وی سپرده شده باشد ، تصاحب ، تلف ، مفقود یا استعمال کند خیانت در امانت نیست . مثلا اگر یابنده مال گمشده ای را تصاحب کند خیانت در امانت محقق نشده .
برای تحقق خیانت در امانت سپرده شدن باید توسط کسی باشد که قانون چنین حقی را داشته باشد بنابراین اگر الف مال شخص دیگری یا مال مسروقه را به ب امانت دهد و ب آن را تصاحب ، تلف ، مفقود یا استعمال کند خیانت در امانت نیست .
سپردن عین مال شرط تحقق جرم نیست بلکه اگر مال به طور غیرمستقیم سپرده شده باشد نیز خیانت در امانت محقق است مثلاً اگر الف کلید انبار خود را که وسایلی در آن است را به ب بسپارد و ب آن وسایل را تصاحب تلف مفقود و استعمال کند جرم محقق است.

توضیح شرط دوم : استرداد یا به مصرف معین رساندن مال توسط امین :

با توجه به لزوم وجود این شرط در عقودی مانند قرض ، که مال به شخصی تملیک می‌شود و متعهد به پس دادن مثل یا قیمت آن می‌شود .
در صورتی که شخص از پس دادن یا مثل قیمت آن خودداری کند خیانت در امانت نیست و فقط جنبه حقوقی دارد .

توضیح شرط سوم : استعمال یا تصاحب یا تلف یا مفقود کردن مال توسط امین :

در صورت تحقق شرایط بالا استعمال تلف تصاحب یا مفقود کردن عمدی مال توسط امین باعث وقوع جرم خیانت در امانت است .
استعمال کردن به این معنی است که امین مالی را مورد استفاده قرار دهد استعمال با بقای عین مال نیز ممکن است مثلا اگر امین ماشینی را برای مسافرت عاریه بگیرد اما با ماشین بدون اجازه مالک مصالح ساختمانی حمل کند خیانت در امانت محقق است .
تلف کردن اعم از جزء یا کل مال است بنابراین اگر امین بخشی از مال را تلف کند خیانت در امانت رخ داده و همچنین اتلاف اعم از این است که به مباشرت باشد مانند اینکه امین حیوان متعلق به دیگری را بکشد یا مسبب آن شود مانند اینکه یک حیوان را در قفس حیوانات درنده قرار دهد .
منظور از تصاحب برخورد مالکانه کردن با مال است . مثلا اگرالف مال را به ببدهد و سپس تقاضای بازگرداندن مال را بکند ولی ب آن را پس ندهد چون پس ندادن مال برخورد مالکان کردن با مال است لذا خیانت در امانت محقق است .
مفقود نمودن نیز به این معنی است که بدون تصاحب یا تلف کردن مال دستیابی به آن را برای صاحبان غیرممکن سازد . مانند این که عمداً انگشتری را به درون چاهی بیاندازد .
خیانت در امانت با ترک فعل هم محقق می شود مانند اینکه این که امین عمداً به حیوان سپرده شده به او غذا ندهد تا حیوان تلف شود .

مشاوره حقوقی خیانت در امانت
توضیح شرط چهارم : ضرر دیدن مالک :

خیانت در امانت ازجرایم مقید به نتیجه است یعنی تصاحب ، استعمال ، تلف یا مفقود کردن مال باید به ضرر مالک باشد .
مثلا اگر امین گوسفند در حال مردن را بکشد تا مالک از گوشت آن استفاده کند در اینجا گوسفند تلف شده ولی چون ضرری به مالک وارد نشده لذا خیانت در امانت محقق نیست .

کاهش مجازات خیانت در امانت طبق قانون کاهش مجازات حبس تعزیری :

با توجه به ماده ۱۱ قانون کاهش مجازات حبس تعزیری و تبصره مصوب ۱۳۹۹ در حال حاضر جرم خیانت در امانت جرم قابل گذشت دانسته شده و مجازات آن از شش ماه تا سه سال حبس به سه ماه تا یک و نیم سال حبس کاهش یافته است .
اما نکته قابل توجه اینکه چنانچه دادگاه با وجود شرایط مجازات ۳ ماه را برای محکوم در نظر بگیرد مکلف است طبق تبصره ماده ۶ قانون صدر الذکر حبس را به مجازات دیگری جایگزین کنند مثلا جزای نقدی بنابراین مجازات جرمی که تا همین چند ماه پیش نهایتا ۳ سال حبس بود در حال حاضر می‌توان با پرداخت یک جزای نقدی اعمال و برطرف نموده شود .
در صورت نیاز به وکیل متخصص کیفری در خصوص این گونه جرایم می توانید از طریق راه های ارتباطی با وکلای متخصص مجموعه حقوقی عدل تماس حاصل فرمایید .

مشاوره حقوقی جرایم اطفال و نوجوانان

در ابتدای مبحث به مفهوم طفل می‌پردازیم :
طفل در نظر قانون به شخصی گفته میشود که به سن معین شده شرعی نرسیده باشد.
سن بلوغ نسبت به جنسیت افراد متفاوت است در دختران ۹ سال تمام قمری و در پسران ۱۵ سال قمری به عنوان سن بلوغ شرعی اعلام شده است.
طبق بیانات قانونگذار کودکانی که به سن بلوغ شرعی نرسیده باشند دارای مسئولیت و وجهه کیفری نبوده و به هنگام وقوع جرم توسط آنان اقدامات خاص تامینی تربیتی برایشان درنظر گرفته می شود.

 

در پرونده هایی که یک یا چند کودک و نوجوان با مشارکت چند شخص بزرگسال مرتکب جرمی‌ شوند و یا به همکاری با چند بزرگسال نمایند، کودکان و نوجوانان به دادگاه جرایم اطفال منتقل می‌شوند.

طبق قانون بیان شده در قانون آیین دادرسی کیفری اگر سن اطفال و نوجوانان در حین رسیدگی به جرم واقعه به ۱۸ سال تمام برسد دادگاه رای به ادامه جریان پرونده می دهد اما اگر سن وی قبل از شروع رسیدگی به پرونده به ۱۸ سال تمام برسد به دادگاه کیفری عادی منتقل می شود
در جرایم ضعیفی مانند درجات شش ، هفت و هشت و جرایمی که مجازات آنها چیزی به جز حبس باشد ، دادگاه رسیدگی به پرونده اطفال و نوجوان می‌تواند با حضور ولی یا سرپرست قانونی و حضور وکیل وی و غیبت او صورت گیرد.
این فرایند در صورتی است که دادگاه تشخیص دهد که غیبت ندارد ولی اعلام حکم در هر صورت حضوری بوده و نیاز به حضور شخص طفل می باشد.

جرایم اطفال 1

مشاوره حقوقی جرایم اطفال و نوجوانان

عنصر روانی ارتکاب جرم توسط اطفال و نوجوانان

عوامل متعددی می‌تواند در تفکرات و اعمال اطفال و نوجوانان تاثیر بگذارد. با توجه به اینکه ریشه تمامی افکار انسان ها در خانواده شکل می‌گیرد و می توان خانواده را به عنوان اصلی ترین کانون برای ایجاد تفکرات و شکل‌گیری فطرت کودک نام برد.
گاهی کودکان با کپی برداری از رفتار والدین خود بدون آنکه تفکری نسبت به اعمالشان داشته باشند مرتکب عملی می شوند که می تواند مثبت یا منفی باشد.
شرایط اقتصادی خانواده را از تاثیرگذار ترین موضوعات در ارتکاب جرم توسط اطفال می توان نام برد.
به هنگام رسیدگی به این نوع پرونده ها به این پی می بریم که ۹۰ درصد جرایم رخ داده توسط اطفال جرایم مالی بوده و صرفاً برای گذر زندگی رخ داده است.

نص قانون درباره جرایم اطفال و نوجوانان

به کلیه جرائم اطفال و افراد کمتر از ۱۸ سال تمام شمسی در دادگاه اطفال و نوجوانان رسیدگی می‌شود و و در هر صورت محکوم آن بالای سن ۱۸ سال تمام موضوع این ماده به بخش نگهداری جوانان در کانون اصلاح و تربیت ایجاد می‌شود.

مراجع صالح رسیدگی به پرونده های اطفال و نوجوانان:
در هر شهر و استان با در نظر گرفتن میزان نیاز به وجود مرجع رسیدگی به جرایم اطفال , شعب دادگاه اطفال و نوجوانان در هر شهر تاسیس می گردد و در صورت عدم وجود این شعب ، جرایم ذیل شده به شعب دادگاه های کیفری دو انتقال داده می‌شوند

انواع مراجع ذی صلاح

برای این گونه جرایم قانونگذار دو نوع دادگاه تدوین نموده است :

۱) دادگاه اطفال

۲) دادگاه نوجوانان

مجازات های معین شده برای این موضوعات

 

محکومیت های کیفری اطفال و نوجوانان آثار کیفری برای آنان در بر نخواهد داشت و به دلیل شرایط خاص آن ها نحوه مجازات خاصی نیز برای آنها در نظر گرفته شده است که به شرح زیر می باشند:
کودکانی که در سن ۹ تا ۱۵ سال بوده و مرتکب جرائم زیرمجموعه جرائم تعزیری شوند دادگاه برای آنها تصمیماتی به شکل زیر می گیرد:
۱) تحویل طفل به والدین یا سرپرستان قانونی آن با اخذ تعهد نامه از آنها
۲) مراجعه طفل یا نوجوان به مددکاران اجتماعی و یا متخصصان و روانشناسان مد نظر توسط ولی یا سرپرستان قانونی
۳) انجام اقدامات لازم برای درمان بیماری یا در صورت نیاز درمان و ترک اعتیاد طبق نوجوان زیر نظر پزشک متخصص
۴) ممانعت از معاشرت و ارتباطات زیان آور تف یا نوجوان با اشخاص نالایق به تشخیص دادگاه مدنظر
۵) جلوگیری از حضور طفل یا نوجوان در محل ها و مکان های معین شده توسط دادگاه
۶) نصیحت به وسیله قاضی و دادگاه
۷) اخذ تذکر و اخطار کتبی توسط دادگاه برای عدم تکرار جرم طفل و نوجوان
۸) نگهداری طفل و نوجوان در کانون های اصلاح و تربیت به میزان جرم رخ داده از سه ماه تا یک سال

 

مشاور جرایم اطفال و نوجوانان

جرایم اطفال و نوجوانان از موضوعات قابل توجه در دنیای حقوق بوده و بهترین روش برای حل معضل به وجود آمده،بیان موضوع و درخواست کمک از یک مشاور حقوقی و یا وکیل متخصص می باشد.

 

مجموعه عدل گو با در بر داشتن متخصص ترین مشاوران و وکلای دادگستری ناحیه غرب تهران مفتخر به ارائه مشاوره و امور حقوقی می باشد.

 

در صورت نیاز با شماره تماس های مجموعه حقوقی عدل گو تماس حاصل فرمایید.

کلاهبرداری

در زبان عامه کلاهبرداری به معنای فریب و گرفتن مال دیگران با شیادی و حقه بازی میباشد.
در ابتدای مبحث لازم به ذکر است که جرایم به 3 دسته تقسیم می شوند :

  • جرایم علیه اشخاص
  • جرایم علیه امنیت
  • جرایم علیه اموال

در جامعه کنونی به دلیل رشد و افزایش مشکلات و سخت شدن اوضاع معیشتی افراد در جامعه بروز جرم کلاهبرداری به اشکال مختلف  دیده شده است. در جرم کلاهبرداری نیز عنصر روانی از مهمترین عوامل بروز این جرم است و عوامل متعددی می توان نام برد که اثر عنصر روانی را تشدید می کنند. از عوامل احقاق حق در جرم کلاهبرداری ، ثابت کردن خود آگاهی فرد از قصد بردن مال فرد می توان نام برد.

برای تحقق جرم کلاهبرداری این نکته که باید عملی متقلبانه صورت بگیرد با این هدف که فرد با استفاده از وسایل یا هر نوع عملیات تقلبی و خلاف واقع دست به فریب شخص بزند و به قصد کلاهبرداری این اعمال را انجام داده باشد جرم کلاهبرداری رخ می دهد.

به طور کلی در صورتی می توان جرم رخ داده را کلاهبرداری نامید که جرم بردن مال دیگری صورت گرفته باشد و این عمل مستلزم رخداد دو‌ واقعه است:

  1. رسیدن ضرر مالی به قربانی
  2. سود بردن کلاهبردار شخص مورد نظر از ارتکاب به این عمل

جرم کلاهبرداری

انواع کلاهبرداری

در قانون برای جرم کلاهبرداری دو حالت مد نظر قرار گرفته است :

  • کلاهبرداری ساده
  • کلاهبرداری مشدد

کلاهبرداری مشدد :

کلاهبرداری مشدد یکی از زیرمجموعه های انواع کلاهبرداری به شمار می رود و در صورتی به وقوع می پیوندد که فرد مرتکب یکی از اعمال زیر را انجام دهد :

  1. از کارمندان دولت یا موسسات عمومی و نهادهای دولتی باشد
  2. فرد مرتکب خود را به عنوان کارمند و یا از عوامل موسسات عمومی و شرکت‌های دولتی معرفی کند
  3. فرد مرتکب برای گسترش تفکر اغفال کننده خود از از وسایل ارتباط جمعی استفاده نمایند

در صورت وقوع این این عمل توسط فرد مرتکب علاوه بر رد مال تصاحب کرده به صاحب آن و یا صاحبانشان، به حبس از ۲ تا ۱۰ سال و پرداخت جزای نقدی به اندازه مال گرفته شده و انفصال ابدی آنان از خدمات و مشاغل دولتی محکوم می شوند.

کلاهبرداری ساده :

کلاهبرداری هایی که شامل هیچ یک از انواع گفته شده در بالا نباشند به عنوان کلاهبرداری ساده شناخته شده و مرتکبین آن به حبس از یک تا هفت سال به علاوه پرداخت جزای نقدی معادل مال تصرف یافته و رد اصل مال به صاحبان محکوم می شوند.

در اینگونه جرایم طبق تبصره بیان شده توسط قانون گذار دادگاه می تواند با توجه به ضوابط مورد نیاز برای تخفیف در مجازات عمل مرتکب را تا حداقل مجازات مقرر و برکناری تا به ابد از خدمات دولتی کاهش دهد ولی اجازه ای برای تعلیق مجازات کیفر آن ندارد

 

عنصر قانونی جرم کلاهبرداری

در صورتی که عملی توسط قانون و قانونگذار به عنوان جرم و جنایت شناخته شود این عمل دارای عنصر قانونی شده و افراد با انجام آن مورد مواخذه قانون قرار می گیرند

 

نظر قانون درباره جرم کلاهبرداری :

بر اساس بند قانونی ماده یک قانون تشدید مجازات هرکس از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکت ها یا تجارت خانه ها یا کارخانه ها و موسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیرواقع امیدوار کند یا از حوادث و پیشامدهای غیرواقع بترساند یا اسم یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور یا وسایل تقلبی دیگر وجوه و اموال یا اسناد و حوالجات و قبوض یا مفاص حساب و امثال آنها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد کلاهبردار است.

 

تشخیص جرم کلاهبرداری از سرقت ، خیانت در امانت و انتقال مال غیر :

از مسائل مهم و قابل توجه در اعاده حق برای اعلام جرم ،تشخیص جرایم از یکدیگر است . در جرایمی مانند کلاهبرداری، سرقت ،خیانت در امانت و انتقال مال غیر به دلیل عدم تخصص افراد در تشخیص جرایم گاهی نام شان به جای یکدیگر برده می شود

 

شباهت ها و تفاوت های جرایم ذکر شده :

سرقت خیانت در امانت کلاهبرداری و انتقال مال غیر همگی از جرایمی هستند که موضوع مد نظر آن ها مال بوده و از این نظر
زیر مجموعه جرایم اموال میباشند که در آن اموال مالکیت افراد در جامعه مورد تاثیر قرار می گیرد.

درباره جرم سرقت قانونگذار در قانون مجازات اسلامی به عنوان ربودن مال دیگری تعریف نموده است و بدین گونه است که سارق بدون جلب رضایت از مالک مال و اموال شخص را می رباید و از نکات مهم این است که در سرقت اموال منقول مورد سرقت قرار می گیرند و تنها در صورت جا به جایی اموال است که جرم رخ می دهد.

در جرم خیانت در امانت نکته حائز اهمیت وجود یک رابطه امانی میان شخص مرتکب و بزه دیده است نسبت به وجود این رابطه امانی اموال خود را با رضایت در اختیار فرد می گذارد و با مشخص کردن زمان معین برای بازگرداندن آن اموال مدت معینی را برای آن مشخص می‌کند و شخص با رعایت نکردن مدت معین شده مرتکب جرم خیانت در امانت می شود. مصادیق متعددی درباره وقوع جرم خیانت در امانت قابل ذکر است مانند وکالت قرارداد امانت و رهن.

از تفاوت دیگر در سرقت که می توان نام برد وقوع رفتار مجرمانه است که در حین انجام این عمل جرم ربودن تحقق یابد. در صورتی که در کلاهبرداری برخلاف خیانت در امانت عمل حیله و نیرنگ و فریب باید صورت گیرد تا جرم کلاهبرداری به وقوع بپیوندد و فرد مرتکب با انجام اعمالی متقلبانه در شخص قربانی ایجاد امنیت کرده و با گرفتن رضایت وی برای اهدای مال خویش به شخص کلاهبردار اقدام به جرم کلاهبرداری کند.

نکته حائز اهمیت در تفاوت خیانت در امانت و کلاهبرداری عدم وجود هرگونه عمل متقلبانه از طرف فرد مرتکب می باشد و فرد مالک با اختیار و رضایت خود اقدام به تحویل مال خود به فرد مرتکب می نماید.

مجازات معین شده برای جرم کلاهبرداری

به موجب قانون فرد به هنگام شروع به جرم ، محکوم به مجازات می شود و در ابتدای راه حداقل مجازات به عنوان حد معین برای این جرایم در نظر گرفته می‌شود.

مجازات معین شده برای جرم کلاهبرداری

وکیل جرم کلاهبرداری

این جرایم از جرایم قابل توجه بوده و وکالت و اعاده حق در این زمینه از جرایم بسیار تخصصی بوده و نیاز به مهارت و تخصص وکیل مد نظر دارد.

مجموعه عدلگو با دربرداشتن متخصص ترین وکلا و مشاوران حقوقی به عنوان یکی از سرشناس ترین مجموعه های حقوقی ناحیه به فعالیت خود می پردازد. در صورت نیاز با شماره تماس های مجموعه حقوقی عدلگو تماس حاصل فرمایید.

 

 

نکاتی درباره جرم قتل

قتل به معنی کشتن و سلب زندگی از شخص دیگری می باشد و از بزرگترین جرایم موجود در تمامی جوامع انسانی به شمار می رود.
جرم قتل از جرایمی است که نسبت به جان انسان صورت می گیرد و تنها در صورتی می توان وقوع آن را نکاتی درباره جرم قتل دانست که باعث سلب جان انسان شود و این امر درباره حیوانات و جانوران و گیاهان صدق نمی‌کند. به بیانی دیگر این عمل زمانی به عنوان جرم شناخته می شود که طبق دستور قانون نبوده و به طور غیر قانونی صورت گیرد و در مواردی که قانون حکم بر قصاص نفس شخصی دهد، شامل این جرم نمی گردد.

 

انواع قتل

با صلاحدید و توضیحات قانونگذار و قانون ، برای موضوع قتل سه نوع حالت کلی در نظر گرفته شده است:
۱) قتل عمد
۲) قتل شبه عمد
۳) خطای محض

نکاتی درباره قتل

آشنایی با قتل عمد

قتل در زبان عامیانه به عملی گفته می شود که توسط فرد با سوء نیت و نقشه ذهنی قبلی به عمل کشتن فرد دیگری بپردازد. از نکات حائز اهمیت در موضوع قتل این است که تنها در صورتی عمل اتفاق افتاده قتل به شمار می‌رود که توسط عمل رخ داده انسانی جان خود را از دست بدهد.

 

انواع شرایط رخداد عمل قتل به چهار نوع می باشد

  1. در صورتی که فرد با انجام عملی به طور مصمم برای کشتن فرد تلاش کند خواه عمل رخ داده کشنده باشد یا نباشد
  2. به هنگامی که فرد کاری را با قصد قبلی انجام می دهد و آن عمل کشنده باشد اما قصد کشتن فرد را نداشته باشد
  3. به هنگامی که فرد مرتکب قصد انجام جرم را نداشته باشد و عمل او نیز از نوع کشنده نباشد ولی به دلیل وضعیت متوفی آن عمل رخ داده باعث قتل وی شود
  4. به هنگامی که فرد قصد انجام جنایت را داشته باشد ولی نه دربرابر شخص خاصی مانند بمب گذاری در اجتماع

مجازات درنظر گرفته شده برای قتل عمد

طبق قانون مجازات جرم قتل عمد در تمامی انواع آن اعدام و قصاص نفس می باشد. رضایت اولیای دم متوفی در پرونده‌های قتل حرف اول را زده و در صورت اعلام رضایت توسط وی عمل قصاص تعدیل و به دیه تبدیل خواهد شد و طبق قانون ظرف مدت یک سال قمری باید دیه مشخص شده به خانواده متوفی پرداخت گردد و مرتکب نیز به حبس از ۳ تا ۱۰ سال محکوم می‌شود.

 

قتل شبه عمد به چگونه قتلی گفته می شود؟

مانند قتل عمد، قتل شبه عمد نیز شرایطی را در بر می گیرد که به بیان آن می پردازیم

  1. فرد مرتکب قصد انجام عملی را نسبت به فرد دیگر داشته باشد ولی قصد انجام قتل و کشتن فرد را نداشته باشد و رفتار آن جزء رفتار های کشنده نیز محسوب نشود
  2. هنگامی که فرد نسبت به عواقب انجام عمل مرتکب شده اش آگاهی نداشته و صرفا به به انجام آن پرداخته باشد
  3. هنگامی که فرد قاتل مرتکب اشتباه شده و عمل انجام شده از سر بی احتیاطی و بی دقتی وی رخ داده باشد

مجازات درنظر گرفته شده برای قتل های شبه عمد

با توجه به این نکته که در این نوع از قتل چون فرد به طور مستقیم از عمد انجام این عمل نپرداخته قانونگذار وی را مستوجب قصاص نمی داند و مرتبه پایین تر از قصاص را برای وی در نظر می‌گیرد
از این قبیل مجازات ها میتوان به پرداخت دیه مجازات حبس سه تا ده سال و سایر احکام موجود نام برد.

 

در چه صورت قتل رخ داده خطای محض شمرده می شود؟

  1. فرد در حالت بیهوشی و خواب باشد و مرتکب عمل قتل شود
  2. توسط فرد مجنون و یا صغیر (کوچکتر از سن قانونی) رخ دهد
  3. عملی که در آن فرد مرتکب جنایت بر متوفی را داشته باشد و نه انجام عملی را

مجازات قتل شبه عمد

مجازات های مطرح برای این قبیل قتل مانند قتل شبه عمد به مجازات های پایینتر از قتل نفس محکوم خواهند شد و معمولاً به پرداخت دیه محکوم می شوند با این تفاوت که در قتل شبه عمد فرد مرتکب ملزم به پرداخت دیه می باشد اما در قتل خطای محض ، عاقله (بستگان مرد فرد مرتکب که شامل پدر ، پدربزرگ ، پسر و غیره) ملزم به پرداخت دیه می باشند.

جرم قتل

نکات حائز اهمیت در جرم قتل

  1. سقط جنینی که منجر به فوت خود مادر شود مستوجب اشد مجازات بوده و بر آن اعمال می گردد
  2. رانندگی کردن بدون در دست داشتن مدرک گواهینامه بر رخ دادن قتل غیر عمد مستوجب تشدید میزان حکم دادگاه می باشد ولی به دلیل ممنوع بودن تعیین دو مجازات برای یک عمل صرفاً میزان مجازات اعمال شده افزایش پیدا میکند
  3. در جرایم قتل شبه عمد اعمال پرداخت دیه در صورت رضایت و خواست اولیای دم صورت می پذیرد.
  4. انجام هرگونه جنایت بدن متوفی برای از بین بردن ادله جرم رخ داده چه به دست خود شخص مرتکب و یا فرد دیگری به عنوان تعدد جرم شناخته شده و باعث افزایش مقدار مجازات معین گردیده می شود
  5. استفاده از هرگونه سلاح گرم و سرد در ارتکاب به قتل باعث تعدد و افزایش جرم شده و مجازات معین شده را افزایش میدهد

 

اجبار در انجام عمل قتل

اگر در انجام عمل قتل فردی توسط فرد دیگر مورد اجبار و دستور قرار گیرد و به دلیل اجبار به وجود آمده دست به جرم قتل بزند مرتکب قصاص شده و فرد اکراه کننده نیز به حبس ابد محکوم می شود
از تبصره های موجود در این موارد می‌توان به اینکه اگر فرد اجرا شونده کودکی به سن قانونی نرسیده و یا فردی دیوانه باشد فقط فردی که اجبار را ایجاد کرده محکوم شناخته شده و مورد مجازات قرار می گیرد.

جرایم قتلی که حکم قصاص برای آنها صادر نمی شود

در حالت های خاصی قانونگذار فرد مرتکب را با توجه به شرایط خاص موجود در شخص مستوجب اعمال مجازات قصاص نمی‌داند

  1. فرد مرتکب پدر یا جد پدری متوفی باشد
  2. فرد قاتل به سن قانونی رسیده باشد و یا دچار جنون باشد
  3. فرد متوفی دیوانه باشد
  4. فرد مرتکب قتل در حالت مستی بوده و به طور کل اختیار خود را از دست داده باشد و قصد قبلی برای مست بودن و انجام عمل قتل نداشته باشد
  5. فرد در حالت خواب و بیهوشی باشد و اقدام به قتل بکند فقط به پرداخت دیه مقتول محکوم می شود

 

وکیل جرم قتل

نقش وکیل در پرونده های کیفری قتل

در این گونه پرونده‌ها به دلیل اهمیت بسیار زیاد موضوع ، تخصص و مهارت وکیل موجود در پرونده از اصلی‌ترین و مهم‌ترین مسائل بوده و وکیل متخصص با استفاده از تخصص خود می تواند زندگی شخص را نجات دهد.
مجموعه ی عدل گو با داشتن کادری بسیار قوی از وکلا و مشاوران متخصص امور کیفری ، مفتخر به کسب موفقیت های قابل توجه می باشد. مجموعه عدل گو پاسخگویی ۲۴ ساعته به موضوعات نظر شما آماده خدمت رسانی می باشد. در صورت نیاز با شماره تماس های مجموعه حقوقی عدل گو تماس حاصل فرمایید.

 

نکاتی درباره رشاء و ارتشاء

 

نکاتی درباره رشاء و ارتشاء

در این مقاله سعی شده تا به مفهوم کلی رشاء و ارتشاء و نحوه دادرسی آن در مراجع حقوقی پرداخته شود

 

نکاتی درباره رشاء و ارتشاء

معنی و مفهوم رشاء و ارتشاء

از آثار و بقایای باقیمانده از دوران کهن می توان دریافت که رشاء و ارتشاء یا همان رشوه خواری از جرائمی بوده که در آن زمان نیز مشهود بوده و توسط دو یا چند نفر صورت می گرفته و مجازات خاص خود را داشته است.

به زبان عامیانه و به طور کلی رشوه به تحویل دادن و یا پرداخت مال یا چیزی به فردی برای انجام فعلی که خارج از محدوده روند قانونی باشد گفته می شود و این عمل زیان های خاص خود راداشته و باعث ضایع شدن حق دیگر افراد می شود.

در بیان کلی رشاء به معنی دادن رشوه و ارتشاء به معنی گرفتن رشوه است و به گیرنده رشوه مرتشی گفته شده و به دهنده رشوه راشی میگویند.

مجازات های تبیین شده توسط قانون برای رشوه

موادی مانند ماده ۵۹۰ قانون مجازات اسلامی به جرم رشاء و عوامل آن پرداخت که به آن می پردازیم:

(رشوه دهنده علاوه بر ضبط مال به مجازات ۶ ماه تا ۳ سال زندان و یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود و اگر قبل از کشف جرم از وقوع بزه مامورین را آگاه کنند از مجازات ضبط مال پرداخت شده معاف میشود.
همچنین مجازات افرادی که مرتکب ارتشاء می‌شوند رشوه گیرنده در قانون ،علاوه بر استرداد اموال دریافت شده و رد آن به دولت ، به جزای نقدی و معادل آن اموال و انفصال دائم از خدمات دولتی و حبس از ۱۵ سال تا ابد محکوم خواهد شد و اگر مفسد فی الارض تلقی شود، محکوم به اعدام می شود.)

روند رسیدگی به شکایات و ادعاهای جرم ارتشاء

در این نوع پرونده ها نیز افرادی که متهم به چنین جرمی شدند،  با در دست داشتن مدارک و ادله های قابل قبول برای قانون می تواند طرح اعاده حیثیت کرده و از رخداد این اتهام نسبت به خویش جلوگیری نمایند. یکی از این مدارک قابل قبول، قبوض پرداخت وجه به حساب شخص سوم می باشد.

در ابتدا برای شکایت در مورد موضوع مشاوره شخص متقاضی دادخواست خود را طرح کرده و برای رسیدگی به دادسرا تحویل می دهد و دادسرا پس از بررسی های اولیه به تحقیقات خود در مورد موضوع می‌پردازد.
از نکات حائز اهمیت در پرونده های جرم ارتشاء به علت داشتن وجهه عمومی ، در صورت رضایت شاکی نیز این پرونده در جریان خواهد ماند و به آن رسیدگی خواهد شد.

 

مراحل پیگیری رسیدگی به پرونده های رشاء و ارتشاء

  1. طرح شکایت توسط فرد متقاضی دعوی
  2. رسیدگی توسط مراجع قانونی در دادگاه بدوی و اولیه
  3. تحقیق و جمع آوری مدارک موجود توسط بازرس پرونده
  4. اعلام رای توسط قاضی پرونده
  5. در صورت نیاز انجام تجدید نظر بر رای صادره

 

عنصر ذهنی انجام جرم رشاء

لازم به ذکر است که در پرونده رشاء ، سوء نیت و قصد فرد مرتشی و راشی، اصل بوده و اثبات این سوء نیت باعث مطرح گشتن جرم ارتشاء می گردد.
گاهی اوقات دیده می‌شود که فرد مال یا شی ء را به عنوان هبه یا قرض از فردی دریافت می کند و در لحظه متوجه سوء نیت پشت این موضوع نمی گردد و صرفاً به عنوان یک هدیه آن را دریافت می کند و به همین دلیل در دادگاه نیز فرد راشی گناهکار شناخته نمی شود چون متوجه انجام این عمل نبوده است.

 

مشاور حقوقی جرم  رشاء و ارتشاء

اثبات جرم رشاء همواره به عنوان یکی از پیچیده ترین و سخت ترین پرونده های حقوقی بوده و نیازمند یک مشاور ماهر و کاربلد حقوقی می باشد.

مجموعه ی عدل گو مفتخر به داشتن ماهر ترین و متخصص ترین مشاوران و وکلای ناحیه غرب تهران بوده و به پاسخگویی شبانه روزی به سوالات و نیازمندی های شما می پردازد.

 

 

برای آشنایی بیشتر با مشاوران و وکلای مجموعه حقوقی عدل گو تماس حاصل فرمایید.

 

کمیسیون ماده 100 شهرداری:

طبق ماده ١٠٠ قانون شهرداري ، مالكين اراضي و املاك واقع در محدوده شهر يا حريم آن بايد قبل از هر اقدام عمراني و يا تفكيك اراضي و شروع ساختمان از شهرداري پروانه اخذ كنند.

 آيا تعميرات و بازسازي هم نيازمند اخذ پروانه است ؟!

اگر تعميرات و بازسازي عمده و اساسي باشد پروانه مي خواهد.  تعميرات بازسازي و اساسي را مي توان شامل مواردي دانست كه موجب تغيير زير بنا شود و يا در مقاومت ساختمان اثر گذارد و يا موجب تغيير بنا شود.

تخلفات در زمينه شهرسازي به دو دسته تقسيم بندي ميشود:

  1. تخلفاتی که در ساختمان های فاقد پروانه رخ می دهد.
  2. تخلفاتی که در ساختمان های دارای پروانه اتفاق می افتد.

کمیسیون ماده 100 شهرداری

تخلفاتی که در ساختمان های فاقد پروانه رخ می دهد:

  1. تخلف با اصول ٣ گانه  فني ، بهداشتي و شهرسازي انطباق داره
  2. تخلفی كه با اصول ٣ گانه انطباق ندارند
مصاديق تخلفات مربوط اصول ثلاثه:

تخلف مربوط به اصول شهرسازي:

  • عدم رعايت برهاي اصلاحي و عدم عقب نشيني
  • تغيير كاربري كل ياقسمتي از ساختمان بدون اخذ مجوز
  • اضافه بنا و يا اضافه ارتفاع
  • حذف يا كسر پاركينگ
  • تجاوز به معابر عمومي مثل احداث پله،  احداث درب اضافه ورودي و حياط

مصاديق تخلف از اصول فني :

  • عدم رعايت مقررات ملي ساختمان ايران واستاندارد ٢٨٠٠
  • عدم رعايت تكنيك خاک
  • عدم رعايت معيارهاي فني راجب به مقاوم سازي در برابر اثر بارهاي  وارده زلزله و باد
  • رعايت نكردن اصول مربوط به طراحي و معماري و نحوه تقسيم فضاي داخلي ساختمان

تخلفات مربوط به اصول بهداشتي :

  • عدم تامين نور كافي و اصول مربوط به تهويه مطبوع
  • عدم ايجاد سرويس هاي لازم بهداشتي و حمام
  • عدم منظور نموندن فضاي ازاد در ساختمان براي استفاده از نور افتاب
  • براي ايجاد فضاي سبز و باغچه در كليه ساختمان ها اعم از مسكوني تجاري يا اداري

تخلفاتي كه دربناي داره پروانه رخ ميدهد :

  1. اضافه بناي زائد بر پروانه ساخت در منطقه مسكوني
  2. اضافه بناي زائد بر پروانه ساخت در منطقه صنعتي و تجاري يا اداري
  3. عدم احداث پاركينگ يا كسري پاركينگ و غير قابل اصلاح بودن آن  (در كمسيون ماده ١٠٠ در خصوص پاركينگ اصل بر اصلاح است و اگر اصلاح ميسر نباشه كمسيون ميتواند رأي به اخذ جريمه دهد).
  4. عدم رعايت برهاي اصلاحي (عقب نشيني)
ضمانت اجراي اين تخلف ها:
  1. تخريب يا قلع بنا
  2. جريمه
  3. تعطيلي

وکیل کمیسیون ماده 100

چه زماني كميسيون راي به تخريب یا جریمه مي دهد؟!

وقتي كه اصول ثلاثه رعايت نشده باشد.

به طور مثال: وقتي ملك استحكام لازم را ندارد و يا در پهنه فصاي سبز كه در طرح تفصيلي تعريف شده ملك مسكوني ساخته شده اما در صورتي كه ملک از لحاظ اصول فني و بهداشتي و شهرسازي داراي ايراد نباشد كميسون راي به جريمه خواهد داد، نه تخريب.

اما در صورتي كه متخلف از پرداخت جريمه خود، خودداري كند در اين مورد كميسيون مكلف به صدور حكم به تخريب است.

چه زمانی حکم به تعطيلي داده می شود؟

تبصره بند 24 ماده 55 در خصوصي كه شخص برخلاف مندرجات پروانه ساختماني در منطقه غير تجاري اقدام به برقراري محل كسب و تجارت كرده كه در اين حالت حكم كميسيون تعطيلي محل كسب و پيشه هست منظور از تعطيلي ، تعطيلي هميشگي نيست ولي اگر به كاربري مجاز تغيير استفاده بده اين تعطيلي رفع ميشود .

البته در صورتي كه شخص از اين حكم سرپيچي كند و آگاها  اقدام به استفاده مجدد تجاري از محل مزبور كند محكوم به حبس خواهد شد.

لازم به ذکر است خود شهرداری نمیتواند راسا تعطيل كند بلكه بايد اين مسئله در كمسيون مطرح شود و راي قطعی كميسون و ميني بر تعطيلي محل باشد.

يكي از تخلفات شايع در حوزه شهرسازي ، تخلف اضافه بناي زائد بر مساحت مندرج در پروانه است كه اين تخلف هم مي تواند در پروانه هاي مسكوني اتفاق بي افتد و هم در پروانه هاي با كاربري تجاري ، اداري يا صنعتي.

اگر اين اضافه بنا موجب نقض اصول ثلاثه نشده باشه و در واقع نظر كميسيون ماده ١٠٠ قلع اضافه بنا نباشد در اين صورت راي به اخذ جريمه صادر خواهد شد .

اگر اضافه بنا در منطقه مسكوني باشد ميزان جريمه ايي كه اخذ خواهد شد در واقع فرمولي هست كه محدوده جريمه رو مشخص ميكند ونه يك عدد معين .

به اين ترتيب كه آنچه در قانون مقرر شده جريمه نبايد از حداقل يک دوم ارزش معاملاتي ساختمان كمتر و سه برابر از ارزش معاملاتي بيشتر باشد و بنابراين جريمه ايي كه كميسيون براي متخلف در نظر خواهد گرفت از اين محدوده بيشتر يا كمتر نخواهد بود.

اگر اضافه بنا در منطقه تجاري يا صنعتي و يا اداري باشد در اينجا جريمه نبايد از حداقل دو برابر ارزش معاملاتی ساختمان كمتر و از چهار برابر ارزش معاملاتي ساختمان بيشتر باشد.

اين موارد در حالتي بود كه ملك داراي پروانه ساختماني بود ولي شخص از ميزان مندرج در پروانه تخلف كرده و اقدام به ساخت مازاد نموده است.

حالت ديگر تخلف: اضافه بنا اتفاق مي افتد ولي در حالتي كه بنا كلا پروانه ساخت نداشته باشد و بدون پروانه ساخته شده باشد ، در اين حالت اگر اصول ثلاثه رعايت شده باشد و ضرورتي به تخريب نباشد كميسيون اقدام به صدور راي بر اخذ جريمه خواهد داد.

البته با وجودي كه از تبصره ٤ ماده 100 قانون شهرداري اختيار كميسيون بر اخذ جريمه يا صدور راي بر تخريب حتي با وجود رعايت اصول سه گانه دريافت ميشه ولي طبق راي شماره ٥٧٧ مورخ ٩٣/٣/٢٦ هيئت عمومي ديوان عدالت اداري راي كميسيون ماده ١٠٠ مبني بر تخريب بايد متضمن اعلام رعايت نشدن اصول سه گانه در ساختمان احداثي باشد.

جريمه قانون گذار در اين خصوص :

يک دهم ارزش معاملاتي ساختمان و يا يک پنجم ارزش سرقفلي ساختمان و هركدام كه بيشتر باشد كميسون آن مبلغ را مورد حكم قرار خواهد داد.

نكته : منظور از ارزش معاملاتي ساختمان مطابق راي شماره ٢١٠ مورخ 87/4/2 هيئت عمومي ديوان عدالت اداري ، ارزش معاملاتي ساختمان ارزش در تاريخ وقوع تخلف است نه تاريخ رسيدگي.

كميسيون ماده 100 بر اساس راي هيئت عمومي ديوان عدالت اداري نميتواند شخص متخلف رو به پرداخت خسارت تاخير تاديه در پرداخت جريمه محكوم كند.

در صورتي كه ادعا شود در زمان ساخت بنا محل ساخت خارج از محدوده ي شهر بوده بنابراين شخص مكلف به اخذ پروانه نبوده در اين حالت كميسيون مكلف است به اين ادعا رسيدگي كند.

  تخلفات مربوط به كاربري :

منظور از كاربري در واقع چگونگي و نوع استفاده از زمين است كه اين امر توسط طرح هاي جامع تفصيلي و طرح هادي معين مي شود.

در ماده 100 قانون شهرداري كاربري هاي مختلف رو به ٤ دسته تقسيم بندي كرده است:

  • مسكوني
  • تجاري
  • صنعتي
  • اداري

هر كدام از اين موارد داراي زيرمجموعه هايي نیز هستند.

از لحاظ نوع محاسبه جرائم و حوادث هم بر همان اساس مورد توجه و برسي قرار ميگيردند.

باید توجه داشت که كاربري جزو اصول شهرسازي محسوب مي شود و هر نوع تخلف از آن تخلف از اصول شهرسازي است.

اصولا تخلفات مربوط ب كاربري با عنوان تغيير كاربري  شناخته شده است در حالي كه اين تخلف تنها تخلف مربوط به كاربري نيست و بايد تخلف حذف را نيز به آن اضافه كرد.

تخلف حذف:

تخلف حذف و تغيير كاربري در زمان احداث بنا اتفاق مي افتد به اين معنا كه  ملكي كه مسكوني است بايد داراي يک سري واحدها و قسمت هاي مختلفي مثل اشپزخانه ، حياط ، سرويس بهداشتي و … باشد.

اين مسئله در خصوص ملک تجاري لزوما وجود ندارد بنابراين به محضي که ملكی  با نوع كاربري مسكوني در حال ساخت باشد اما به جاي اينكه به تمام قسم هاي لازم براي يك ملک مسكوني توجه شود چند قسمت رو حذف مي شود.

بنابراين شخص اقدام به حذف يک يا چند قسمت از كاربري مربوطه ميكند با اين توجيح كه تغيير كاربري بدهد. و به جاي اينكه ملک به طور مسكوني مورد استفاده قرار بگيره به صورت تجاري مورد استفادع قرار می گیرد.

در اين حالت شخص مرتكب تخلف حذف شده است ممكن است اين شخص علاوه بر اينكه بخش هايي از آن كاربري مربوطه را حذف كرده باشد علاوه بر حذف امكان بهره برداري از اون كاربري رو تغيير داده باشد به طور مثال شروع به فعاليت تجاري كرده باشه در اين حالت وي مرتكب دو نوع تخلف شده است :

  1. تخلف مربوط به حذف
  2. تخلف مربوط به تغيير كاربري

حذف يا كسري پاركينگ:

پاركينگ جزو اجزايي است كه در كاربري مسكوني وجودش لازم است.

از انجايي كه قانون گذار بر اساس تبصره 5 ماده100 قانون شهرداري در خصوص تخلف مربوط به حذف يا تبديل پاركينگ قواعد خاصي رو مطرح ميكند :

اگر تبديل مجدد محل به پاركينگ از لحاظ فني ميسر باشه در مرحله اول اصولا همين مورد در راي كميسيون لحاظ خواهد شد اما در صورتي كه تبديل مجدد محل به پاركينگ از لحاظ فني و ساير شرايط ممكن نباشد كميسون اصولا راي به صدور جريمه براي هرمترمربع فضاي از بين رفته پاركينگ خواهد كرد كه ميزان جريمه حداقل يک برابر و حداكثر دو برابر ارزش معاملاتي ساختمان است.

مطابق تبصره 5 ماده گفته شده مساحت هر پاركينگ 25 متر معين شده است و اگر فضا به عنوان پاركينگ اختصاص داده شده باشه ولي عملا امكان پارك خودرو وجود نداشته باشه اين فرض ميشود که بنا فاقد پاركينگ است و جريمه براي هر واحد بر مبناي 25 متر مدنظر قرار خواهد گرفت .

نكته : وزارت كشور بر اساس بند الف ماده 43 قانون وصول برخي از درآمد هاي دولت و مصرف آن در موارد معين مصوبه رو مورخ ٤/ ٦ /٧١ به كليه استانداري ها ابلاغ كرده به اين ترتيب در موارد خاص كه امكان تامين پاركينگ وجود نداشته باشد شهرداري ها اجازه دارند در صورت وجود شرايط مذكور در آن مصوبه به هنگام صدور پروانه ساختماني پاركينگ رو حذف كند و عوارض حذف پاركينگ رو بر اساس ارزش معاملاتي زمين وصول نمايند ( منظور در صورت تقاضاي مالك امكان برسی و حذف پاركينگ وجود داره).

 تخلف تبديل و تغيير كاربري:

اين تخلف مي تواند هم قبل و هم در مرحله احداث بنا و يا پس از احداث بنا رخ بدهد.

قبل از شروع احداث بنا ممكن است شخص تقاضايي خلاف حقوق محتسب و يا كاربري سابق ملک داشته باشه كه در اين صورت مورد قبول شهرداري قرار نخواهد گرفت.

اگر در مرحله ساخت بنا ، شهرداري متوجه تبديل و تغيير كاربري شود در اين حالت از ادامه عمليات ساختماني جلوگيري ميشود و پرونده به كميسيون ماده 100 فرستاده خواهد شد و اگر كميسيون تشخيص بده امكان اصلاح بنا مطابق با آن و كاربري ساختمان وجود داره راي به اصلاح بنا ميدهد و اگر بناي در حال احداث با كاربري تعريف شده اساسا در تضاد باشه راي به قلع بنا صادر خواهد كرد.

ممكن است تغيير كاربري بعد از احداث بنا رخ بدهد در اين صورت که پروانه ساختماني مسكوني است ولي به صورت تجاري مورد استفاده قرار داده باشد در اين صورت راي كميسيون اعاده كاربري ملک به وضع اوليه است.

همچنين ممكن است ملكي ساخته باشه اما بدون پروانه ولي در كاربريه مجاز احداث شده باشده در اين حالت اگر با اصول سه گانه شهرسازي فني و بهداشتي مقايرتي نداشته باشه راي كميسون به ابقا ولي با اخذ جريمه خواهد بود .

وکیل کمیسیون شهرداری

چگونگی رسیدگی به آراء قطعی صادر شده کمیسیون ماده 100 شهرداری در دیوان عدالت اداری:

پس از صدور رای در مرحله تجدید نظر کمیسیون  این ماده غالبا رای قطعی و خواهد بود.

اما بر اساس بند ۲ ماده ۱۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲ می شود به تصمیم قطعی کمیسیون در دیوان عدالت اداری اعتراض نمود .از جانب دیگر زمانی که رای قطعی کمیسون قابل اجرا و قطعی باشد می توان همزمان با اعتراض به رای دیوان عدالت خواستار دستور موقت هم شد.

افرادی که از تخلفات ساختمانی دیگر دچار ضرر شده اند برای شکایت به کدام مرجع باید مراجعه کنند؟

باید به شهرداری مراجعه کرده و اعتراض خود را بیان کنند در صورتی که شهرداری تخلف صوت گرفته را در صلاحیت کمیسیون ماده 100 بداند؛این موضوع را به آن کمیسون ارجاع می دهد.

وکیل متخصص کمیسیون ماده 100 شهرداری:

گروه وکلای عدل گو با کادری مجرب از وکلای باتجربه ،متخصص و آگاه با تلاش 24 ساعته پاسخگوی شما عزیزان در راستای پیگیری عملکرد هر چه بهتر و سریعتر پرونده های شما هستند .شما می توانید در صورت نیاز با وکلای متخصص این مجموعه در ارتباط باشید.

برای رسیدگی به پرونده های مربوطه به کمیسیون ماده 100 شهرداری به وکلای متخصص و با تجربه عدل گو مراجعه فرمایید.

 حق ارتفاق

منظور از حق ارتفاق چیست ؟

یکی از حقوق عینی است که فقط نسبت به مال غیرمنقول برقرار می شود و حقی است برای شخص در ملک دیگری که به واسطه مجاورت دو ملک پدید می آید.

درحق ارتفاق ما با دو ملک مواجهیم :

1.ملک دارای حق ارتفاق: ملکی که حق ارتفاق به نفع آن در ملک دیگربرقرار شده است .
2.ملک مورد حق ارتفاق (ملک موضوع حق ارتفاق): ملکی که حق ارتفاق نسبت به ان برقرار است یعنی دیگران نسبت به ان ملک حقی دارند مبنی بر عبور یا بردن آب یا …

مشخصات حق ارتفاق:

  1. یک حق عینی است .

2. فقط نسبت به اموال غیر منقول پدید می اید ؛ بنابراین همیشه در شمار حقوق غیرمنقول است .

3. جنبه شخصی ندارد بلکه به تبع ملک ایجاد می شود .

4. یک حق دائمی است . یعنی در صورتی که به طرق قانونی از بین نرود یا ساقط نشود ، شخصی که حق ارتفاق از ملک او را داریم ، نمیتواند حق ارتفاق را نادیده بگیرد و آن را نقض کند .

5. حق ارتفاق به واسطه تقسیم ملک مورد ارتفاق یا ملک دارنده حق ارتفاق ساقط نمیشود و پس ازتقسیم مال مشاع ، همچنان به قوت خود باقی میماند .بدین شرح که اگر یک ملک مشاع درملک همسایه حق ارتفاق داشت بعد از اینکه ملک مشاع افراز شد ، حق ارتفاق همچنان باقی میماند. همچنین اگر ملک مورد حق ارتفاق مشاع باشد وبین شرکا تقسیم گردد ، حق ارتفاقی که در آن موجود بوده است به قوت خود باقی میماند.

6. حق ارتفاق جزء توابع مبیع منتقل میگردد مگراینکه طرفین معامله شرط خلاف کنند. یعنی در صورت فروش ملکی که برای ان ملک حق ارتفاق برقرار شده است ، حق ارتفاق مزبور نیز به خودی خود به طرف مقابل منتقل میگردد ، مگر انکه شرط خلاف شده باشد .

 

حق ارتفاق
اقسام حق ارتفاق از حیث موضوع :

1. حق العبور : ممکن است مبنی برعبور از ملک دیگری باشد که بدان حق العبور یا حق ممرگویند.
2. حق المجری : ممکن است مبنی بر بردن اب از ملک دیگری یا کانال یا وسیله دیگری باشد که بدان حق المجری گویند.
3. حق سر تیر : ممکن است مبنی بر نهادن سرتیر یک ساختمان روی دیوار بنای همسایه باشد که به ان حق سرتیر گفته می شود .
4. ممکن است مبنی بر سایر امورمانند حق باز کردن در و پنجره به ملک مجاور باشد .

اقسام حق ارتفاق از حیث منشأ :

طبیعی: منشأ حق ارتفاق وضعیت خاص استقرار دو ملک است برای مثال یک ملک به طور طبیعی مجرای آب باران یا فاضلاب ملک دیگر شده است.

قراردادی: حق ارتفاق به واسطه یک قرارداد تحصیل شده است که این قرارداد فیمابین مالک ملکی که مورد حق ارتفاق است و شخصی که میخواهد حق ارتفاق را تحصیل نماید ، برقرار میگردد.

ناشی از تصرف سابق: اگرشخصی از زمان های گذشته در ملک مجاور به عنوان داشتن حق ارتفاق تصرف میکرده است ، برای مثال از زمان های گذشته در ملک همسایه دارای حق مجری بوده است ، به نحوی که سابقه این تصرفات معلوم نباشد، این امردلالت بروجود حق ارتفاق برای وی دارد مگر انکه خلاف ان اثبات شود.

در صورت کسب آگاهی و اطلاعات بیشتر و کاملتر در ارتباط با حق ارتفاق شما میتوانید از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس حاصل فرمایید .

 

نکاتی درباره تغییر کاربری اراضی

 

نکاتی درباره تغییر کاربری اراضی

با تکیه بر شواهد و مدارک موجود در زمینه زمین شناسی می توان به این نکته دست یافت که زمین و مراتع همواره دارای یک مساحت و مقدار مشخص بوده و چیزی نمی تواند باعث افزایش و یا کاهش آن شود و با دقت به این نکته که جمعیت انسان بر روی کره زمین روزانه در حال افزایش است، مقدار درخواست و نیاز انسان برای مالکیت زمین نیز بیشتر می‌شود.
به زبانی دیگر و با توجه به توضیح علم اقتصاد زمین منبعی است که ثابت و محدود بوده اما مقدار درخواست و تقاضای آن همواره در حال افزایش می باشد.

مشاوره تغییر کاربری اراضی

بشر همواره به دنبال راه هایی برای افزایش درآمد خود بوده و برای دستیابی به آن ابداعات و شرایط جدیدی را بوجود آورده است که یکی از آنها تغییر دادن کاربری استفاده از زمین ها می باشد.
از دلایل مهمی که می توان در زمینه تغییر کاربری اراضی کشاورزی مد نظر داشت می توان به این نکته که تولید محصول در زمین های کشاورزی همواره هزینه های هنگفتی را برای کشاورزان در پیش داشته و از طرفی نیز مقدار سوددهی کمی که کشاورزان از کشت خود بدست می آوردند، از دلایلی است که افراد را به فکر تغییر کاربری زمین خود می اندازد.

به طور کلی تغییر کاربری به معنی مجوز تغییر روش استفاده از زمین توسط مالک ملک می باشد.در این میان کشاورزان و زمین داران متعددی با افتادن در دام دلالان و سودجویان، زمین ها و اراضی خود را به فروش رسانده و به فکر مهاجرت به سمت و سوی شهر ها می افتند که این عمل به جز به وجود آوردن مشکلات متعدد شهری، به طور ناخوداگاه باعث تغییر کاربری آن زمین ها می شوند.

از مشکلات دیگری که می تواند از رخداد این عمل به وجود بیاید، افزایش قیمت اراضی فروخته شده و بروز تورم و مشکلات اقتصادی فراوان برای مردم آن منطقه  نام برد.
به دلیل تجمع تغییرات کاربری اراضی در سطوح مختلف کشور ، قانونگذاران به فکر تصویب قانونی برای جلوگیری از وقوع بی رویه ی این تغییرات افتادند به طوری که در سال ۱۳۷۴ قانونی بدین منظور تصویب و در سال ۱۳۸۵ به اصلاح آن پرداختند.

تغییر-کاربری-اراضی

در این مقاله به شرح قانون مدنظر و اقداماتی که میتوان صورت بگیرد می پردازیم.

قانون تغییر کاربری اراضی ایران

طبق بند ۲ این قانون، با پیگیری های کمیسیون مرتبط و انجام پژوهش های مورد نیاز برای تغییر کاربری اراضی مالکین باید ۸۰ درصد مبلغ قیمت زمین را به صندوق خزانه داری کشور بپردازد و نکته قابل توجه این است که تغییر کاربری برای باغات ومراتعی که خود مالک در آن سکونت دارد برای یک بار می‌تواند صورت بگیرد .همچنین برای تاسیس مشاغلی مانند مرغداری، دامداری و احداث گلخانه، پرورش ماهی و نظیر این صنایع که به کشاورزی و مشتقات آن مرتبط می شود، مالیاتی مدنظر قرار گرفته نشده و افراد معاف از پرداخت این مالیات هستند.

مجازات های تصویب شده برای متخلفین

تا این قسمت از مطلب ، ما به افرادی پرداختیم که به طور قانونی و با عملکرد قانونی به تغییر کاربری اراضی خود پرداختند اما همواره افرادی هستند که از این قوانین سرپیچی کرده و به صورت غیر قانونی زمین خود را تغییر کاربری میدهند که قانون گذار برای این افراد تمهیدات حقوقی و کیفری ای را در نظر گرفته که در بند قانونی آمده است:

«تغییر کاربری غیرقانونی اراضی جرم شناخته شده و مالکان و باغداران زمینها که بدون در دست داشتن مجوز و عملاً به صورت غیر قانونی به تغییر کاربری زمین خود اقدام نمایند، علاوه بر ابلاغ حکم تخریب بنای ساخته شده در ملک، ایشان به پرداخت جریمه نقدی به مقدار از یک تا سه برابر ارزش قیمتی معین به قیمت روز املاک مجازات می شوند و در صورت تکرر اقدام به این جرم ، حداکثر مقدار جزای نقدی و احیاناً یک تا شش ماه زندان از طرف قانونگذار برایشان مدنظر قرار می گیرد.»

دادگاه دارای صلاحیت رسیدگی به پرونده های تغییر کاربری اراضی

تمامی پرونده‌های تغییر کاربری به وزارت جهاد کشاورزی مرتبط بوده و رسیدگی به آنها باید در دادسرا های محل وقوع ملک صورت بگیرد.

راه های موجود برای احقاق حق از اتهام

به طور کلی مالکان به مدت سه سال فرصت مراجعه به مراجع حقوقی برای احقاق حق خود از اتهام تغییر کاربری اراضی وارده به خود را دارند و در صورت مراجعه در زمان معین شده روند کار توسط مراجع قانونی صورت می پذیرد.

روش دوم در خصوص اعاده حق درباره زمین می توان اشاره کرد که با ارائه مدارک مورد نیاز عدم زراعی بودن ملک و غیرقابل کشور بودن زمین را اثبات کرده و برائت از اتهام وارده را دریافت کنیم.

اساساً در این موضوعات حضور وکیل متخصص و کاربلد برای جلوگیری از ضرر و زیان های هنگفت احتمالی به علت های مختلف مانند قیمت گذاری اشتباه ، تخریب بنا به علت فرسودگی ، رخ دادن خطایا در زراعت و دامداری ها یا ماوردی دیگر مانند صدور اشتباه حکم تخریب برای بنای ساخته شده توسط مالک جدید در قطعه ای از زمین خریداری شده از مالک قبلی ، از اساسی ترین موضوعات است و تخصص و مهارت وکیل همواره راهگشای مسیر سخت و پیچیده تغییر کاربری اراضی خواهد بود.

 

مجموعه عدل گو با داشتن متخصص ترین وکلای ناحیه، مفتخر به ارائه مشاوره های 24 ساعته می باشد.

 

در صورت نیاز با شماره تماس های مجموعه حقوقی عدل گو تماس حاصل فرمایید

حق فسخ معاملات

امروزه به علت گستردگی روابط بین مردم، معاملات به طور گسترده ترمطرح می شود و همچنین به تبع آن مشکلات و مسائلی رخ می دهد که برای حل این مسائل بهتر است به وکیل متخصص در این حوزه مراجعه فرمایید.

وکیل فسخ

حق فسخ معاملات: فسخ درلغت به معنای باطل کردن و نقض کردن است.

حق فسخ در اصطلاح حقوقی عبارت است از اینکه هریک از طرفین توانایی فسخ و باطل کردن ارادی قرارداد رادارند و این نوعی ایقاع است (یعنی فردی به طورمستقل میتواند حق فسخ خود را اعمال کند بدون اینکه نیازی به رضایت طرف مقابل داشته باشد،به این عمل ایقاع گفته می شود.)

انواع فسخ:

طبق ماده 396 قانون مدنی مواردی را بیان می کند که طبق آن هریک از طرفین می توانند قرارداد منعقد شده را فسخ کنند.
منظور از خیاردر قانون مدنی یعنی اختیار فسخ معامله ، یعنی حق فسخ عقدی که لازم است.

این خیارات عبارتند از:

  1.  خیارمجلس
  2. خیارحیوان
  3. خیارشرط
  4. خیارتاخیر ثمن
  5. خیار رویت وتخلف وصف
  6. خیارغبن
  7. خیارعیب
  8. خیار تدلیس
  9. خیارتبعض صفقه
  10. خیارتخلف شرط

 

حق فسخ معاملات

خیارمجلس:

منظور از این ماده این است که تا زمانی که خریدار و فروشنده درمحلی که معامله صورت گرفته است ازهم جدا نشده باشند و در محل معامله حضور داشته باشند می توانند معامله را فسخ کنند.

خیار حیوان:

وقتی موضوع مورد معامله حیوان باشد از موعد عقد قرارداد خریدار تا 3 روز  مهلت فسخ قرارداد را داراست.

خیارشرط:

خیار شرط یا همان اختیار فسخ معامله، که در قرار داد ذکر می شود و یکی از طرفین قرارداد یا هردو آنها اختیار فسخ کردن قرارداد را دارند. نکته حائز اهمیت اینجا این است که مدتی را که حق فسخ دارند باید مشخص کنند. لازم به ذکر است در این نوع معامله طرفین حق فسخ معامله را می توانند به نفر دیگری نیز بدهند. در صورتی که در برای خیارشرط مدت معین نشده باشد هم شرط و هم معامله باطل است.

خیار تاخیر ثمن:

هرگاه خریدار مبلغ توافق شده را به فروشنده ندهد و فروشنده نیز مال مورد معامله را تحویل ندهد و از موعد عقد قرارداد 3 روز گذشته باشد ، فروشنده می تواند معامله را فسخ کند. (البته این در وضعیتی است که تاخیر پرداخت وجه و پرداخت مال مورد قرارداد شرط نشده باشد)

خیار رویت و تخلف وصف:

اگر فروشنده خصوصیات معینی را که مشتری ندیده است به خریدار بگوید  سپس مشخص شود این گونه نبوده است مشتری حق فسخ قرارداد را دارد. همچنین اگرفروشنده مال مورد معامله را ندیده باشد ولی خریدار آن را دیده باشد و مال خلاف چیزی باشد که مشتری ذکر کرده است فقط فروشنده حق برهم زند معامله را داراست.
اعمال خیار رویت نسبت به فردی خواهد بود که مال را ندیده باشد و به اعتبار چیزی ک شنیده است وارد معامله شده باشد.

خیار غبن:

این نوع حق فسخ معامله در جامعه رایج است. در اکثر مواقع طرفین معامله در زمان انعقاد قرارداد ازقیمت های واقعی اطلاع ندارند و قرارداد شکل میگیرد و یکی از طرفین در هنگام معامله غبن فاحش داشته باشد حق دارد قرارداد را برهم زند و به غبنی فاحش می گویند که از نظر عرف قابل مسامحه و گذشت نباشد.

معنای غبن و مغبون:

اکثر اوقات ممکن است طرفین معامله با توجه به نوسان قیمت ها از قیمت واقعی اگاهی کامل ندارند در حالت ممکن است یکی ارزان تر بفروشد یا دیگری گران تر از قیمت واقعی بخرد در این صورت می گوییم آن طرف مغبون شده است.

خیار عیب:

در این مورد اگر مال موضوع قرارداد دارای عیب و مشکلی بوده باشد و خریدار از آن اطلاعی نداشته باشد ، خریدار هم میتواند قرارداد را فسخ کند و هم می تواند تفاوت قیمت مالی که عیب دارد را از فروشنده درخواست کند.

خیار تدلیس:

تدلیس یعنی کاری یا رفتاری انجام شود که باعث فریب دیگری شود.
اگر فروشنده خریدار را فریب دهد و به عبارتی تدلیس کند خریدار می تواند معامله را فسخ کند و در مواردی نیزخریدار به جای پول مال معین را به فروشنده می دهد که در این صورت اگر خریدار در آن مال تدلیس کند و اقدام به فریب کاری کند فروشنده هم حق فسخ خواهد داشت.

وکیل حق فسخ معامله

خیار تبعض صفقه:

صفقه : به معنای عقد، معامله و معنای دیگر آن کالا است
تبعض: یعنی بعض بعض شدن، تکه تکه شدن
تبعض صفقه: یعنی عقد دو قسمت می شود و یک قسمت عقد منتفی می شود
خیار تبعض صفقه زمانی حاصل می شود که قسمتی از قرارداد به جهاتی از جهات باطل می شود در این صورت خریدار حق خواهد داشت معامله را فسخ کند یا به نسبت قسمتی که معامله واقع شده است قبول کند و نسبت به قسمت دیگری که باطل شده است مبلغ داده شده را درخواست کند.

خیار تخلف در شرط:

در مواقعی علاوه بر اصل معامله شرطی آورده می شود در صورتی که یکی از طرفین از از شرایط ضمن قرارداد تخطی کند دیگر حق فسخ معامله را نخواهد داشت.

مبنای فسخ معاملات:

  1. مبنای فسخ بردو گونه استواراست:
    فسخ مبتنی برحقی است که به واسطه توافق طرفین به وجود آمده است.

فسخ مبتنی بر حکم مستقیم قانون ایجاد شده است.
حکم مستقیم قانون:
از انجایی که در قانون برای همه مشکلات راه حلی ارائه شده است، برای این منظوروهمچنین جلوگیری از ضرراحتمالی ازقرارداد برای هرکدام از طرفین تصمیماتی اتخاذ شده است .

توافق طرفین :

طرفین می توانند ضمن عقد یا خارج از آن برای هریک از طرفین یا هردو حق فسخ قرار می دهند.به طور مثال شخصی شی ء را خریداری میکند و درآن قرارداد شرط می شود هریک از طرفین می توانند به مدت یک ماه قرارداد را فسخ کنند.

شرایط فسخ معاملات:

  • قصد؛ فسخ کننده باید انحلال قرارداد را ارده کند.
  • رضا؛ فسخ کننده باید راضی به فسخ معامله باشد. اگر با اکراه فسخ کند این فسخ اقابل قبول نیست .
  • اهلیت؛ کسی که می خواهد عمل حفوفی را فسخ کند، باید اهلیت این کار را داشته باشد و از نظر عقل و سن مشکلی نداشته باشد.

وکیل فسخ معاملات:

گروه وکلای عدل گو با کادری مجرب متشکل از وکلای با تجربه ، متخصص و آگاه به تمام قوانین اصلاح شده آماده پاسخگویی و مشاوره 24 ساعته به شما عزیزان می باشند. شما می توانید برای پیگیری هرچه بهتر و سریعتر پرونده خود به گروه با تجربه عدل گو مراجعه فرمایید.

برای رسیدگی به دعاوی معاملات خود با وکلای متخصص و باتجربه عدل گو در ارتباط باشید.

 

مشاوره حقوقی

مشاوره حقوقی : همه اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی در هر حرفه و شغلی نیازمند اگاهی کاملی از مسائل حقوقی کشور خود هستند .پس بهتر است در صورتی که وقت کافی برای یادگیری و فراگیری امور حقوقی را ندارید یک مشاور حقوقی داشته باشید زیرا وی میتواند به بهترین نحو امور حقوقی شما را در دست بگیرد .

مثلا تنظیم یک قرداد نادرست بر همه زندگی شما تاثیر میگذارد و ممکن است منجر به نابودی کار و سرمایه و… و اتلاف وقت در مراجع و محاکم قضایی شود. اما با داشتن یک مشاور حقوقی متخصص شما میتوانید بهترین قرارداد های حقوقی را تنظیم کنید.

از دیگر مزایای داشتن مشاور حقوقی میتوان به جلوگیری از اطاله دادرسی و اتلاف وقت و هزینه اشاره کرد.
اکثر مردم با اصطلاحات حقوقی آشنایی ندارند و بدون آگاهی اقدام به تنظیم قرارداد های حقوقی اعم از ملکی و….. می‌کنند و هیچ اطلاعات و آگاهی از مفاد قراردادها ندارند و دچار مشکلات بزرگی در این زمینه می‌شود یک مشاور حقوقی در این زمینه می تواند به بهترین نحو ممکن کمک کند همچنین برخی پرونده های بی اساس هزینه و وقت زیادی را اتلاف می‌کنند اما یک مشاور حقوقی با تجربیات خود در این زمینه رسیدگی به چنین پرونده هایی را آسانتر می کند.

مشاوره-حقوقی

وظایف مشاور حقوقی

1- ارائه مشاوره حقوقی به مدیران و کارکنان
2- تهیه متن قراردادهای شرکت و نظارت بر آنها
3- انجام امور حقوقی و ارائه اطلاعات لازم در خصوص مزایده ها و ….
4- تنظیم و بررسی و جمع آوری اطلاعات مورد نیاز برای تهیه قوانین و آیین نامه ها و…
5- جمع آوری اطلاعات لازم برای دفاع شرکتها و سازمانهای مربوط در محاکم قضایی
6- انجام کلیه امور مربوط به ثبت و انحلال شرکت ها و..

مشاوره حقوقی به مدیران شرکت ها و سازمان ها کمک می کند تا بهترین تصمیمات را در ارتباط با مسائل حقوقی بگیرند .
در هر شرکت بخشی متشکل از کارشناسان حقوقی وجود دارد که کارهای از جمله انعقاد قرارداد و غیره را انجام می دهند.

قرارداد مشاوره حقوقی چیست ؟

قراردادی است که بر اساس آن کارفرما مشاوران حقوقی را به صورت ساعتی و با تعهد حضور در ساعات تعیین شده به‌کارمی‌گیرد.

در صورتی که برای رسیدگی به پرونده های شرکت خود نیازمند مشاور حقوقی متخصص هستید میتوانید از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس حاصل فرمایید زیرا مشاوران با تجربیات خود در این زمینه به بهترین نحو ممکن میتوانند شما را راهنمایی کنند .

تماس