اقسام طلاق: طلاق با توجه به شرایط طرفین و آثار مترتب برآن به چند دسته تقسیم می شود. در یک تقسیم بندی اولیه و کلی ،طلاق به دو قسم رجعی و بائن تقسیم می شود.

طلاق رجعی:

معنی طلاق رجعی ،طلاقی است که در زمان عده، زوج حق رجوع به زندگی مشترک را بدون نیاز به عقد نکاح مجدد دارد.

منظور از عده، مدتی زمانی استئ که زن پس از طلاق نباید با فرد دیگر ازدواج کند و نزدیکی داشته باشد و به اصطلاحی باید عده نگه دارد.

طلاق بائن:

طلاق بائن در مقابل رجعی قرار دارد؛ یعنی در زمان عده زوج حق رجوع به زوجه را ندارد.

چنانچه خواستار زندگی مجدد با زوجه مطلقه اش (طلاق داده شده) باشد، باید تا پایان مدت عده صبر کرده و بعد از آن با عقد نکاج مجدد او را به همسری خود درآورد.

در واقع با وقوع طلاق رابطه نکاح به طور قطعی از بین می رود. در این مورد زن عده ندارد. (به تفصیل توضیح داده می شود)

اقسام طلاق

آثار طلاق بائن:

  1. قطع کامل رابطه زوجيت: اگر طلاق بائن باشد، رابطه نکاح از تاریخ وقوع آن منحل می شود.
  2. بر اثر طلاق بائن، زن و شوهر از قید زناشویی آزاد می شوند.
  3. شوهر پس از طلاق می تواند بدون اشکال ازدواج کند اما زوجه، اگر از آن دسته از زنان نباشد که عده طلاق ندارد، باید عده نگه دارد و نمی تواند ایام عده با دیگری ازدواج کند. این تنها اثری است که بعد آن ایام عده از ازدواج سابق باقی می ماند.
  4. بنابراین با وقوع طلاق بائن، حقوق و تکالیفی که زن و شوهر نسبت به یکدیگر داشتند ساقط می گردد.
  5. اقامتگاه زن دیگر تابع شوهر نیست، ماندن نام خانوادگی شوهر برای زن منوط به اجازه شوهر است.
  6. زنی که در عده طلاق بائن است، نمی تواند از شوهر سابقش نفقه در ایام عده بخواهد، مگر آنکه حامله باشد.
  7. در مورد ارث بردن زن مطلقه بائن، تنها با شرایطی امکان دارد که بعدأ ذکر میشود.

 

آثار طلاق رجعی:

بقاء آثار زوجيت: در مواردی که طلاق، برابر قانون مدنی بائن نباشد رجعی است.

در طلاق رجعی، تا موقعی که عده زن تمام نشده است، رابطه نکاح کاملا قطع نشده است.

بنابراین در ایام عده رجعيه، حقوق و تکالیف زوجیت به حکم قانون باقی می ماند؛ گاه در صورت اختلاف باید میزان این نفقه زن به عهده شوهر است و دادگاه در صورت اختلاف باید نفقه را تعیین کند و اگر یکی از زوجین فوت کند دیگری از او ارث می برد.

اقسام طلاق بائن:

طلاق در موارد ذیل بائن به شمار می رود:

  1. یعنی شوهر قبل از نزدیکی کردن زن خود را طلاق دهد طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود؛
  2. یعنی زنی که عادت زنانگی نمی بیند طلاق یائسه؛
  3. طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد.

مختصری در مورد طلاق خلع و مبارات: قانون مدنی اختیار طلاق را به شوهر داده و او را بدون هیچ قید و شرطی مختار در طلاق زن خود کرده است. زنانی که از ادامه زناشوئی ناراضی هستند و به بیان آسان تر از شوهر خود کراهت دارند (بیزار هستند) گاه برای رهائی از آن حاضر می شوند مالی به شوهر بدهند تا طلاق داده شوند و شوهر هم قبول می کند و در مقابل آن زن را طلاق میدهد. مال مزبور را فدیه می گویند و به این نوع طلاق، طلاق خلع می گویند. حال اگر این کراهت دوطرفه باشد؛ دو طرف با دادن مالی به یکدیگر تقاضای طلاق میدهند.

سومین طلاق:

طبق بند «۴» ماده «۱۱۴۵» قانون مدنی: «.. سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید، اعم از اینکه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید» بائن است و شوهر نمی تواند در عده، رجوع به طلاق کند.

در اصطلاح عموم به آن سه طلاقه می گویند که زن بر مرد حرام می شود و حا شدن مجدد آنها منوط به گرفتن محلل است. محلل اصولا شخصی است که با زن ازدواج می کند و لزوما بين آنها رابطه زناشویی ایجاد می شود و بعد زن را طلاق میدهد که او بتواند با شوهر قبلی خود ازدواج کند.

طلاق از طرف زن:

زن برای جدا شدن از شوهرش سه راه دارد:

  1. یا اینکه وکالت در طلاق را از شوهر گرفته باشد؛
  2. یا یکی از موارد عسر و حرج را داشته باشد (عسر و حرج به معنای سختی و تنگنا بودن زن است).
  3. با استناد به طلاق خلع کند؛

 

موارد عسر و حرج:

تمام موارد پایین از موارد عسر و حرج نیست بعضی از آنها شروط ضمن عقد هستند. مواردی که زن می تواند حسب مورد از دادگاه تقاضای صدور اجازه طلاق نماید مشروط بر اینکه در عقدنامه این موارد امضا شده باشد و زن بتواند هر کدام از آنها را در دادگاه ثابت کند. این موارد به شرح زیر است:

  1. خودداری شوهر از دادن نفقه زن به مدت ۶ ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام او به تأدیه نفقه .همچنین در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه زن به مدت ۶ ماه پرداخت نکند و اجبار او به ایفاء هم ممکن نباشد (نفقه همان خوراک و پوشاک و مسکن و هزینه های درمان است)
  2. سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را با غیرقابل تحمل نماید (بدرفتاری، فساد اخلاقی، آزارها و ضرب و جسمی)
  3. ابتلاء زوج به امراض صعب العلاج به نحوی که دوام زناشوئی برای دو مخاطره آمیز باشد.
  4. جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد (منظور دیوانه بودن است)
  5. عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.
  6. محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی، که بر اثر عجز از پرداخت منجر به ۵ سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعه منتهی به ۵ سال یا بیشتر بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.
  7. ابتلاء زوج به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی برای زوجه دشوار باشد..
  8. زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. تشخیص ترک زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است و یا شش ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت نماید
  9. محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب جرم و اجرای هر گونه مجازات اعوان حد و تعزیر در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون باشد. تشخیص اینکه مجازات مغایر با حیثیت و شئون خانوادگی است توجه به وضع و موقعیت زوجه و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.
  10. در صورتی که پس از گذشت ۵ سال زوجه از شوهر خود به جهت عقيم بودن و یا عوارض جسمی دیگر زوج صاحب فرزند نشود
  11. در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف شش ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.
  12. زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت ننماید.

وکیل طلاق

در صورت نیاز به وکیل متخصص طلاق از طریق راه های ارتباطی با گروه وکلای عدل گو تماس حاصل فرمایید .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس